تبليغاتX
وبلاگ کتاب دست پنهان

وبلاگ کتاب دست پنهان

(نگاهی به تاریخچه ومبانی فقهی وبازتاب قمه زنی درافکارعمومی ورسانه های بین المللی)

فصل پنجم:۲۵پرسش وپاسخ ازعلما درباره شبهات رایج درموضوع قمه‏زنی

اشاره: در این فصل سعی شده از میان بیانات حضرات علما و کارشناسان در این مبحث، در قالب پرسش و پاسخ، به تبیین دیدگاه­های علمی موجود بپردازیم. لذا برخی از پاسخ‏های ارائه شده از متن سخنرانی‏ها یا مقالات این بزرگواران گزینش شده و الزاما در جوابِ سوال مورد نظر، بیان نشده‏است؛ اما دقّت لازم به‏عمل آمده که سؤال‏ها دقیقاً در همان جهتی طرح شود که مدّ نظر نویسنده بوده‏است.از میان صاحب‏نظرانی که از دیدگاه‏های آنان در این فصل استفاده شده، می‏توان به این افراد اشاره کرد:مقام معظم رهبری، امام روح الله الموسوی الخمینی، حضرت آیت‏الله جوادی آملی، استاد شهید مرتضی مطهری، حضرت آیت‏الله العظمی مظاهری، حضرت آیت‏الله محمدهادی معرفت، حجت‏الاسلام والمسلمین استادفاطمی نیا، علامه سیدمحسن امین عاملی، حجت‏الاسلام محسن قرائتی و...

¨       در روايات بسياري تأسيس مجالس عزاي حسيني به اهل بيت(عليهم السلام) نسبت داده شده است؛ روش و سيرة آن بزرگواران در عزاداري چه بوده است؟ يا در توصيه‏هاي آن حضرات، به چه روشي براي عزاداري اشاره شده است؟

v    آنچه در روايات متواتر از ائمة معصومين به ما رسيده و در منابع معتبر روايي آمده، توصيه به برگزاري مجالس عزا، گريه، مرثيه‏سرايي و جزع و بي‏تابي در مصيبت اهل بيت هدي(عليهم السلام) است؛[1] مثل آنچه از امام رضا(عليه السلام) در توصيف سيرة امام کاظم(عليه السلام) در ايام عزاي سالار شهيدان، روايت شده است. امام رضا(عليه السلام) فرمودند:... همانا روزِ حسين (عاشوراء) مژه‏هاي ما را از شدت گريستن مجروح ساخت و اشك‏هايمان را جاري كرد و عزيز ما را در سرزمين گرفتاري و بلا، ذليل كرد و ما را تا روز واپسين، ميراث‏دارگرفتاري و بلا نمود؛ پس بر مثل حسين، گريه‏كنندگان بايد گريه كنند، چرا كه گريه بر او گناهان كبيره را از بين مي‏برد. سپس فرمودند: زماني كه محرم وارد مي‏شد، پدرم ديگر نمي‏خنديد و پيوسته محزون بود تا اينكه ده روز سپري مي‏شد. زماني كه روز دهم مي‏رسيد، آن روز، روز مصيبت و حزن و گريه‏اش بود و مي‏فرمود: اين همان روزي است كه حسين(عليه السلام) در آن كشته شده است.[2]  مي‏بينيم، با اينكه آن حضرت در مقام بيان شدت تأثر امام كاظم(عليه السلام) در عزاي اباعبد الله الحسين(عليه السلام) هستند، اما اشاره به عملي غير از گريه، حزن و ماتم و مصيبت‏زدگي نكرده‏اند.

¨       بر سر و سينه‏زدن که الآن يکي از شيوه‏هاي رايج عزاداري است، چطور؟

v    دست بر سر زدن، به نوعى نشانه‌ى عزادارى است؛ شما بارها ديده‌ايد، كسانى كه مصيبتى برايشان پيش مى‌آيد، بر سر و سينة خود مى‌كوبند. اين نشانه‌ى عزادارىِ معمولى است.[3]

¨       خوب شايد بشود قمه‏زني را هم مصداق جزع در ماتم امام حسين(عليه السلام) دانست.

v    جزع در موارد متعددي از روايات ما وارد شده است، ابتدا چند نمونه را ملاحظه کنيد؛

از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است که فرمودند: براي بندة خدا، گريه و بي‌تابي و جزع نمودن براي هر مصيبتي، مکروه است به جز گريه و ناله و بي‌تابي در مصيبت حسين‌بن‌علي(عليهما السلام)؛ پس به درستي که او، به‌و‌اسطه اين کار مأجور است.[4]

در روايت ديگري، اميرالمومنين(عليه السلام) در هنگام غسل پيکر مطهر رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) مي‏فرمايند: اگر به شكيبايي امر نمي كردي و از بي‏تابي نهي نمي‏فرمودي، آن‏قدر اشك مي‏ريختم تا اشك‏هايم تمام شود و اين درد جانكاه هميشه در من مي‏ماند، و اندوهم جاودانه مي شد.[5]

از امام صادق(عليه السلام)  نيز نقل شده که در حال مناجات با خداوند متعال مي‏فرمودند:اي كسي كه ما رابه كرامت و جانشيني پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) مخصوص كرده و وعده شفاعت داده و علم آنچه را بود وآنچه هست، به ما داده‏اي و دلهاي برخي مردم را به سوي ما سوق داده‏اي! برادرانم و كساني را كه به زيارت قبر حسين(عليه السلام)  مي‏روند، ببخش!... بر آن چشماني را كه به ترحّم بر ما، گريه كردند، رحم كن؛ و بر آن دلهايي كه جزع كردند و براي ما آتش گرفتند و بر آن ضجه‏هايي كه براي ما بلند مي‏شود، رحمت نازل نما!...[6]

حتي تعريف و مصداق جزع را نيز مي‏توان از رواياتي که در اين باب وارد شده تشخيص داد. به عنوان مثال در روايتي که از مسمع بن عبدالملك نقل شده که مي‏‏گويد: روزي امام صادق(عليه السلام)  به من فرمود: هيچ مي‏شود كه حسين(عليه السلام) را يادكني و آنچه را بر او رواشده، متذكّر شوي؟ عرض كردم: بله. فرمود: آيا جزع مي‏كني؟ عرض كردم: آري به خدا قسم! و اشك مي‏ريزم به‏گونه‏اي كه نزديكان من اثر آن را در من مي‏بينند و دست از غذا مي‏كشم تا اثر آن در سيماي من ديده شود. امام(عليه السلام)  فرمود: خدا رحمتت كند و اجر گريه‏هايت را بدهد! بدان كه تو از زمره كساني هستي كه اهل جزع كردن بر ما هستند و از كساني هستي كه در شادي ما مسرور و در غم و ماتم ما محزون هستند.[7]

 اين تعبير از امام(عليه السلام) بدان معناست كه جزع مورد نظر امام(عليه السلام)، گريه كردن و اندوهگين شدن و بي‏تابي براي اهل بيت(عليه السلام) است و اصحاب ايشان نيز همين معنا را از آن مي‏فهميدند.

¨       بعضي از طرفداران قمه‏زني و رفتارهاي مشابه آن، رواياتي که در آن به لطم زدن برخي از زنان مصيبت‏ديدة کربلا اشاره شده، استناد مي‏کنند و آن را دليل مجاز بودن عمل خود مي‏دانند.

v    روايت مورد اشارة آنان روايت خالد بن سدير است؛ متن کاملِ آن بدين شرح است:ابن سدير نقل مي‏كند كه از امام صادق(عليه السلام) در مورد مردي سؤال كردم كه لباسش را براي پدر و يا مادر و يا برادرش و يا يكي از نزديكانش پاره كرده است. آيا اين عمل او مجاز است؟ امام فرمودند: پاره كردن لباس اشكالي ندارد؛ موسي براي هارون پيراهن پاره كرد. البته پدر براي فرزند و مرد براي زنش نمي تواند پيراهن پاره كند. اما زن مي تواند در عزاي شوهرش لباسش را پاره كند و اگر پدر در مرگ فرزندش و مرد در مرگ همسرش چنين كرد، كفاره آن، كفارة شكستن قسم است و نماز اين دو، مادامي كه كفاره را نداده باشند، پذيرفته نيست. زماني كه زن به صورت خود چنگ بزند و يا موهايش را ببُرد و يا بكَند، در اين صورت براي بريدن مو بايد غلامي را آزاد كند، يا دو ماه پشت سر هم روزه بگيرد و يا شصت فقير را غذا بدهد. در صورتي كه صورتش را خراش بدهد و خون خارج شود وهمين‏طور در كندن مو، كفارة شكستن قسم است. اما اگر كسي لطم كند، بايد استغفار كند؛ ولي كفاره‏ ندارد. و به‏راستي، زنان بني‏هاشم (فاطميّات) در سوگ حسين(عليه السلام) پيراهن‏هاي خود را پاره كردند و برصورت خود لطمه‏زدند و در سوگ مثل حسين(عليه السلام) بر صورت‏ها ضربه زده مي‏شود و گريبان‏ها پاره مي‏گردد.[8]

دربارة اين روايت بايد گفت که اولاً اين روايت به گفتة بسياري از علما از لحاظ سند بسيار ضعيف است.[9] ثانياً در اين روايت، ايرادات مفهومي و دِلالي و حتي تناقضاتي با ديگر روايات وجود دارد.[10]حتي با ناديده گرفتن دو اشکال فوق و در صورتي که اين روايت را صحيح بدانيم نيز در نهايت چيزي که از  اين روايت قابل استفاده است، اقدام زنان فاطمي در لطم زدن به خود در صحراي کربلاست،[11] و لطم – همان‏گونه که در ادامه مي‏آيد- داراي معناي روشني است و هيچ ارتباطي با قمه‏زني و اعمال مشابه آن ندارد.

معناي دقيق «لطم» و امکان تطبيق آن با اعمالي چون قمه‏زني

v    در کتب لغت عربي در معناي «لطم» -که مصدر ثلاثي مجرد، لَطَمَ مي باشد- نوشته­اند: «ضرب الخدّ و صفحات الجسم ببسط اليد[12] او بالكفّ مفتوحه[13]». در فارسي لطم را ضربه زدن با کف دست و سيلي‏زدن ترجمه کرده‏اند.[14]  چنانچه گفته شد کلمه لطم به معناي زدن به صورت يا  سينه، با کف دست  مي‏باشد؛ نه وارد کردن خراش به صورت يا سر، آن هم با قمه!

اين معني را مي‏توان از خود روايت سُدير هم فهميد، زيرا در صدر روايت براي وارد کردن خراش به صورت، کفاره قرار داده شده است. اينکه در روايت، لطمه را از موارد وجوب کفاره خارج نموده و استغفار را براي آن کافي مي‏داند، بيانگر آن است که لطمه چيزي غير از خدش است. معناي «خدش» در زبان عرب چنين است: خراشيدن، پاره پاره کردن، دريدن،خدشه‏دار­کردن،جريحه‏دار کردن.[15] پس اگر ترويج‏کنندگان اين‏گونه رفتارها بخواهند براي اعمال خود سند روايي دست و پا کنند، بايستي روايات خدش را جستجو نمايند؛ نه روايات لطم را! هر چند هيچ‏يک از رواياتي که موضوع عزاداري و شيوه‏هاي ابراز احساسات در مصيبت‏ها در آن طرح شده، در بحث قمه‏زني يا اعمالي شبيه به آن قابل استفاده نيست. و البته دليل آن روشن است؛ چرا که اين‏گونه رفتارها هيچ سابقه‏اي در تاريخ اسلام و به تبع آن در متون ديني ما ندارد.

¨       پس روايت «سر به محمِل‏زدن حضرت زينب(عليهاالسلام)» چيست؟!

v    راوي اين داستان فردي است بنام  مسلم جصّاص(گچکار)  و او ماجرا را اين‏گونه نقل مي‏کند: وقتي در حال بازسازي دروازه اصلي شهر کوفه بودم، هياهويي شنيدم؛ به سمت هياهو حرکت کردم و ديدم که اسراي عاشورا در کجاوه بودند. وقتي يزيديان سر بريدة امام حسين(عليه السلام) را بالاي نيزه بردند، حضرت زينب(عليهاالسلام) با مشاهده اين صحنه و از فرط ناراحتي، سر خود را به چوب محمل کوبيد و خون از زير مقنعه ايشان جاري شد؛ با چشم گريان اشعاري را قرائت مي‏کند...

اولاً: از نظر سندي اين داستان شديداً ضعيف است؛ اين مطلب برگرفته از کتابي بنام نورالعين في مشهد الحسين است که نويسندة آن مشخص نيست و تنها برخي آن را به ابراهيم بن محمد نيشابوري اسفرايني نسبت داده‏اند که شخصي اشعري مذهب و شافعي مسلک بوده. بسياري از علما به بي‏اعتباري آن صحّه گذاشته‏اند؛ چنانچه عالم بزرگوار آيت الله حاج ميرزا محمد ارباب(رحمه الله) در خصوص بي‏اعتبار بودن کتاب نورالعين و بي‏اساس بودن گفته‏هاي مسلم جصّاص تاکيد دارد.[16] همچنين محدث بزرگوار مرحوم شيخ عباس قمي(رحمه الله) صاحب منتهي‏الآمال و مفاتيح الجنان، در اين خصوص مي‏نويسند:  نسبت سر شکستن به حضرت زينب(عليهاالسلام) بعيد است؛ چون ايشان عقيلة بني هاشم و صاحب مقام رضا و تسليم است.[17]

وي سپس با استناد به کتابهاي معتبر تاريخي اثبات مي‏کند که اسراي کربلا را بر ناقه‏هاي عريان و بي‏جهاز نشانده بودند و اصلاً محمل و هودجي در کار نبود تا آن حضرت سرش را به آن بکوبد! مشکل دومِ سندي اين روايت، آن است که سلسله سند و راويان آن در هيچ منبعي ذکر نشده است.

ثانياً: همان طور كه در روايات قبل ديديد، اين‏گونه رفتارها مورد نهي حضرات معصومين است؛ خصوصاً امام حسين(عليه السلام)، مصيبت‏ديدگان کربلا را، از چنين اعمالي نهي‏كرده بودند. سؤالي كه در اينجا مطرح است، اين است كه اگر امام حسين(عليه السلام)  خواهرشان را قسم دادند و حتي تذكر دادند كه مبادا شيطان صبر از کَفَت برُبايد،[18] با اين فرض چطور ممکن است حضرت زينب(عليهاالسلام) اقدام به شكستن سر خود كنند؟! آيا تذكر امام حسين در شب عاشورا را فراموش كردند؟! به يقين حضرت زينب(عليهاالسلام) که از اولياي خاص الهي هستند و از علم لدنّي بهره‏مند بوده اند، ممكن نيست برخلاف تذكّر امام(عليه السلام) چنين عملي را مرتكب شده باشند.    لذا با توجه به رواياتي که حضرت زينب(عليهاالسلام) را اسوة صبر، رضا و خويشتن‏داري معرفي کرده­اند، قبول چنين وقايعي بسيار سخت است.

ثالثاً: در ضعف مضمون و غير قابل اتکا بودن اين روايت، همين بس که در بيتي از اشعار منتسب به حضرت زينب در اين روايت، حضرت امام حسين(عليه السلام) به سنگدلي و قساوت قلب متهم شده است؛[19] بديهي است که معرفت بي‏بديل عقيلة بني‏هاشم(عليهاالسلام) اجازة اهانت به امامي چنان والا مقام را ولو با انگيزة تمسّک به صنايع ادبي، قابل توجيه نمي‏داند.

رابعاً: حتي اگر فرض کنيم اين داستان صحت داشته باشد و حضرت زينب(عليهاالسلام) در آن وضعيت بحراني - كه براي اولين بار سر برادرش را بر نيزه ديده است- سر خود را به محمل زده باشد، اين حاكي از شدّت تأثر و اندوه آن حضرت است و هيچ معلوم نيست كه ايشان به قصد سرشكستن اين كار را كرده باشند و دليلي بر جواز اين كار در شرايط عادي نيست؛ در آن صورت نيز فقط مي‏توان در شرايطي مشابهِ آنچه بر حضرت زينب(عليهاالسلام) گذشته، آن را تجويز كرد. مؤيد اين مطلب آن است كه نه در مورد حضرت زينب(عليهاالسلام) و نه در مورد ساير زنان حرم، نقل نشده­كه در سالگرد عاشورا به اعمالي مثل آن اقدام کرده باشند. علاوه بر اينکه هيچ دستور، يا حتي توصيه‏اي به سرشکستن و خدش در عزاي سالار شهيدان، از امام سجاد(عليه السلام)  يا ديگر ائمة هدي وجود ندارد؛ هرچند ايشان به امر عزاداري و گريه و ندبه براي پدر خويش همت والايي داشتند.

¨       برخي مي‏گويند: امام سجاد(عليه السلام) در كنار زنان حرم بود؛ اگر كار آنها اشتباه بود، آنان را نهي‏مي‏كرد!

v    ببينيد يک مطلبي شهيد اول در کتاب الفوائد دارد؛ در اينکه فعل، تقرير و گفتار معصوم، حجّت است، ايشان بحث کرده است. مي‏گويد: فعل معصوم چند احتمال دارد؛ يکي اينکه کاري که انجام دهد، به عنوان اينکه «دستور شرع است» انجام دهد، که [در اين صورت] دليل مي‏شود براي ما؛ آن وقت آن را به عنوان قانون شرع بايد بپذيريم.  يک وقت به عنوان شرايط روز است، که اسمش «احکام حکومتي» است؛ اما يک وقت مربوط به شخص خودش است، يعني مثلاً پيغمبر اکرم برنامه گذاشته که روز شنبه خورشت بادمجان بخورد، يک معصوم بنايش را اين گذاشته، آن وقت من فقيه نمي‏توانم بگويم مستحب است روز شنبه خورشت بادمجان بخوري. چرا؟ چون اينها يک چيز شخصي است. خوب توجه بفرماييد! شهيد اول اين را مي خواهد بگويد... اگر اين احتمال بوده باشد، اين کار عمل شخصي است و به عنوان يک دستور شرعي تلقي نمي‏شود.

شهيد اول مي گويد حتي فعل معصوم اگر چنانچه ما احساس کنيم که اين مربوط مي‏شود به شخص او، ما نمي‏توانيم اين را به عنوان حکم شرعي بياوريم.

حالا در اصل مسئله، اگر حضرت زينب يا حضرت ابوالفضل يا ديگران اين کار را کرده باشند، آيا مي‏توانيم به آن استناد کنيم؟ حالا حضرت زينب (عليهاالسلام) در آن حال بي‏تابي و بي‏حالي شايد به اين گونة ناخود آگاه، سرش به محمل خورده باشد، آن وقت ما نمي‏توانيم اين را دليل شرعي بگيريم از نظر فقهي.... به هر حال، اين را مي خواهم بگويم که اقامه شعائرِ «من در آورده»، آن هم در حد افراطي‏اش و استناد دادن آن به شرع، قطعاً شبهة «بدعت» در آن وجود دارد.»[20]

v    به راستي در آن لحظات آشوب و اضطراب سهمگين- كه اساسا رفتار زنان حرم در آن شرايط، تا حدي قابل درک است- امام اسير و  رنجور، در مقام تقرير قرار داشتند؟! اگر بر فرض محال چنين گفته‏اي صحت داشته باشد، عمل قمه‏زنان با فعل حضرت زينب(عليهاالسلام) تفاوت آشکار دارد.[21] قمه زني اختياري، آن هم در زمانه اي که دنيا به دنبال معرفي مسلمانان به عنوان تروريست و خشن و خون ريز مي باشد، با سرشکستن  از روي فشار و در شرايط ويژه، اصلا تناسبي ندارد؛[22] هر چند با دلائل ارائه شده، روشن شد که نسبت دادن اين عمل به حضرت زينب(عليهاالسلام) از طريق اين روايت ضعيف، جفا در حق آن حضرت است.

¨       يعني هيچ تأييدي بر اين‏گونه رفتارها از سوي اهل بيت(عليهم السلام) وجود ندارد؟

v    از هيچکدام از ائمه ما روايت نشده که به پيروان خود اجازه چنين کارهايي را داده باشند يا خود ايشان به اين کارها برخاسته باشند و يا در زمانشان علناً يا مخفيانه کسي يا کساني به اين کارها برخاسته، دسته بندي کرده و در ملأ عام آبروي اسلام و تشيع را برده باشند. هرگز! هرگز! حتي در زمان آزادي شيعيان[و رفع عوامل تقيه] نيز با آنکه براي اعمال خود مانعي نمي ديدند؛ مانند زمان مامون و اوائل دولت بني عباس چنين اعمالي سابقه ندارد.   با هزار اگر، اگر فرض کنيم که اين اعمال، حرام هم نباشد، بدون شک از جمله چيزهايي است که باعث ننگ و عار مذهب بوده مردم را از چنين ديني بيزار مي‏کند و حتما زبان بدگويي را به روي دين ما خواهد گشود. شک نيست که اين اعمال، اين دسته‏بندي‏ها، اين به سر کوفتن‏ها، اين قمه‏کشيدن‏ها، آن هم در برابر مردم و در برابر عام (مخصوصا اين روزها در ايران در معرض انظار تمام دول خارجي- مترجم[23]) و تمام اين کارها، از اموري است که خدا و پيامبر و امامان، هيچ‏کدام به آن راضي نخواهند بود. بدتر از همه، نسبت‏دادن اين امور به همان بزرگواران، بدترين گناهان و فجيع‏ترين خيانت‏ها و پرعقاب‏ترين معاصي است.[24]

¨       بعضي مي‏گويند اين‏گونه مسائل را بايد در حوزه عشق دانست و ربطي به عقل ندارد!؟ آيا امکان دارد جايگاه «عشق و محبت» و «عقل و معرفت» را در دين روشن کرد؟

v    محبت، ميان بُرترين راه براي رسيدن به خدا است. ما از محبّت راهي نزديکتر نداريم. هر چه ايمان، قوي‏تر باشد، محبت بيشتر مي‏شود. { والّذينَ آمَنوا اَشدُّ حُبّاًّ لله[25]} اصلاً اين محبت خدا بحث بسيار بزرگ است... اگر محبت خدا در دلي جا بگيرد، آن دل ديگر چيزي نمي‏بيند. «اَلمُحَبّةُ نارٌ تُحرِقُ ما سِوَي المَحبُوب»؛ محبت همانند آتشي است که ماسواي محبوب را مي‏سوزاند؛ ديگر غير از محبوب چيزي نمي‏ماند.    ... اگر بخواهيم محبت ما نسبت به خدا زياد شود، بايد کاري کنيم که معرفت ما زياد بشود. حالا چه کنيم تا معرفتِ ما زياد شود تا در نتيجه محبّت، زياد بشود؟ حضرت [امام صادق(عليه السلام)] جواب را مي‏دهد؛ حضرت فرمود: «لا يَقبَلُ اللهُ عملاً إلا بِمَعرِفَةٍ؛[26] خدا عملي را قبول نمي‏کند مگر با معرفت». اينکه خيال کني هر کاري بکني، خدا قبول مي‏کند، نه! انسان بايد عاقل باشد.

يک کسي خدمتِ حضرت صادق (عليه السلام) رسيد و گفت: يابن رسول الله! ما يک همسايه‏اي داريم که مي‏خواهم ذکر خيرش را بکنم. «انَّ لي جَاراً ... کثير الصّلاة،ِ کثيرَ الصَّدَقَةِ، کثيرَ الحجِّ»؛ زياد نماز مي‏خواند، زياد مکّه مي‏رود و زياد هم پول خرج مي‏کند. بعضي‏ها اين کارها را مي کنند و در کنار آن يک کارهاي ديگر هم مي‏کنند. امّا اين طفلک، کارهاي ديگر هم نمي‏کرده است. حضرت فرمودند: «لا بأسَ بِهِ»: آدم بدي نيست! اين شخص توقع داشت که حضرت صادق (عليه السلام) بگويد: به به! يک همچين شخصي کجاست؟ بلند شو همين الآن برويم و اذن دخول بخوانيم و وارد بشويم! حضرت فرمود: «يا اسحاق! کَيفَ عَقلُهُ؟» - اسم راوي اسحاق بن عمّار است- حضرت فرمودند : عقلش چطور است؟ فقط مقدس‏مآب است يا از اسلام چيزي فهميده است؟ مي‏گويد من هم ديدم در مقابل امام زمان نمي‏شود دروغ گفت؛ گفتم: «جُعِلتُ فِداک لَيسَ لَهُ عقلٌ»؛ آقا قربانت بروم! اين عقلي که شما مي‏گوييد، اين شخص ندارد. حضرت هم فرمودند: «لا ينتفع بذلک منه» حضرت فرمودند: به خاطر اين بي‏عقلي‏اش از اعمالش بهره‏اي نمي‏برد.

اين حديث در کافي است. بايد اين حديث را به چند زبان ترجمه کنيم و سرافراز شويم؛ ببينيد که دين ما چقدر دين عميقي است! يک عدّه خيال مي‏کنند اگر ظاهري درست کرديم، ديگر کار تمام شد. نه آقا! دين خيلي عميق است.[27]   «لا يُقبَلُ اللهُ عَمَلاً الّا بِمَعرِفَةِ»[28] خدا عملي را قبول نمي کند مگر با معرفت.[29]   هدايتي که خداوندِ متعال آن را به همگان مرحمت کرده است، مقدّمات آن را در وجودِ خودِ شخص گذاشته است. که آن عبارت از «عقل» باشد. اگر عقل نبود، خداوند متعال پيغمبر(صلي الله عليه وآله وسلم) نمي‏فرستاد و قرآن نازل نمي‏شد.[30]

ما کجا بوديم کان ديان دين                     عقل مي‏کاريد اندر ماء و طين

خداوند نعمتِ عظماي عقل را مرحمت فرموده و در مقابل آن تکليف از ما خواسته است... خدا اوّل در ما عقل گذاشته و به همين خاطر از ما تکليف خواسته است. پيغمبر فرستاده و امام منسوب کرده است؛ کتاب نازل کرده است. { انّا هَدَيناهُ السّبيلَ اِمّا شَاکراً و اِمّا کفوراً } اين هدايت بر همگان عرضه شده است.[31]

¨       يعني رفتارهايي که از سر عشق از انسان سر مي‏زند، اگر دليل عقلي نداشته ‏باشد، مورد تأييد دين نيست؟!

v    اسلام، در عين اينکه دل را قبول دارد، عشق و سير و سلوک را قبول دارد، هرگز حاضر نيست عقل و فکر و استدلال و منطق را تحقير کند. براي عقل و فکر و استدلال و تعقل، نهايت احترام را قائل است.[32]اسلام مي گويد ولو به وجود خداي يگانه اعتقاد داشته باشي، ولي آن اعتقادي که ريشه‏اش خواب ديدن است، ريشه‏اش تقليد از پدر و مادر يا تأثير محيط است، مورد قبول نيست. جز تحقيقي که عقل تو با دليل و برهان مطلب را دريافت کرده باشد، هيچ چيز ديگر را ما قبول نداريم.[33]  خود قرآن دائماً دم از تعقل مي زند؛[34] گذشته از اين، وقتي شما کتابهاي حديث را باز کنيد، اولين بابي که مي بينيد، «کتاب العقل» است. موسي بن جعفر (سلام الله عليه) تعبيري فوق العاده عجيب دارد، مي‏فرمايد: خدا دو حجت دارد، دو پيغمبر دارد: يک پيغمبر دروني که عقل انسان است و يک پيغمبر بيروني که همان پيغمبراني هستند که انسانند و مردم را دعوت کرده‏اند. خدا داراي دو حجت است... و اگر انبياء باشند و عقل نباشد، باز انسان راه سعادت خود را نمي پيمايد.[35]

¨       خوب ممکن است اين حالت عشق و محبت، به‏صورت ناگهاني در عزاي امام حسين(عليه السلام) براي عزادار ايجاد شود و منجر به اين رفتارها شود؛ شبيه عشقي که در کربلا از امام حسين(عليه السلام) تجلّي پيدا کرد.

v    «محبت» كه عبارت است از تمايل پيدا کردن و راغب بودن به چيزي که موجب لذت و راحتي انسان مي‏گردد، زاييدة معرفت و ناشي از ادراک آن چيز است. از اين رو کشش و تمايلي که در عالم جمادات وجود دارد مثل آهن و آهنربا، جاذبة زمين و... چون ظاهراً ناشي از معرفت و ادراک نيست، محبت ناميده نمي‏شود. و نيز هرچه معرفت بيشتر باشد، محبت افزونتر مي شود چنان‏که هرچه کمال و موجبات لذّت در محبوب بيشتر شود، محبت پررنگ‏تر مي‏شود؛ { والّذينَ آمَنوا اَشدُّ حُبّاًّ لله[36]}

چيزي که امام حسين(عليه السلام) را وادار کرد در روز عاشورا از همه چيز بگذرد، اسير الکربات[37] گردد و هر مصيبت و اندوهي را تحمل کند، فقط عشق به خداي متعال بود و اين عشق چيزي نبود که ناگهان و در حادثة سفر کربلا پيدا شده باشد. بلکه در تمام دوران حيات آن حضرت اين عشق وجود داشت و حادثة عاشورا در حقيقت ثمره و محصول اين عشق و ارادت بود. مناجاتهايي که از آن حضرت در دسترس ما وجود دارد مخصوصاً دعاي عرفه، گوياي اين عشق و ارادت و نفوذ آن در اعماق وجود آن حضرت است. [38]

¨       اينکه بعضي، از اظهار نظر دربارة مسائلي چون قمه‏زني اِبا مي‏کنند و آن را خارج از حوزة مسائل شرعي مي‏دانند، به چه خاطر است؟

v    حضرت آيت الله مظاهري(حفظه الله) درباره اين گفتة قمه‏زن‏ها که مي‏گويند: «اين کارها نزاع عقل و عشق است» يا «اين امور در محدودة فقه نيست!» مي‏فرمايند: اين‏گونه بيان‏ها که نظير آن را هم، اينجانب در کتاب «جهاد با نفس» نقل کرده‏ام، فرار از جواب است و چون مسئله، يک مسئلة فقهي است، بايد فقيه پاسخ آن را بدهد.[39]

¨       در بعضي از فتاوي علما، دليل غيرشرعي بودن اعمالي مثل قمه‏زني را «وهن» بودن آن دانسته‏اند؛ آيا رواياتي داريم که به دليل وهن بودنِ رفتاري در نظر بيگانگان، حکم شرعي آن، تغيير کرده باشد؟

v    [بله؛] دو سه مورد را به عنوان نمونه عرض مي‏کنم؛ راجع به وهن در اجراي حدود، ديات و قصاص و...، بحثي است راجع به اهل ذمّه. در بعضي روايات آمده که ما دو نوع «اهل کتاب» داريم؛ يک نوع اهل ذمّه‏اند؛ يعني پذيرفته شده‏اند که در کشور اسلامي زندگي کنند و يک قسم معاهد است؛ يعني در کشورهاي غير اسلامي‏اند، ولي عهد دارند با ما. خوب حالا اگر مسلماني يکي از آنها را کشت، آن مسئله‏اي که در روايات آمده که دية اهل کتاب 800 درهم است، راجع به آنهاست؛ نه راجع به کساني که در ساير کشورهاي اسلامي زندگي مي‏کنند. روايت داريم که اگر موجب وهن بعيدالعهدِ اسلام بشود، بايد دية کامل بدهيد. يعني اگر جوري بشود که آنها راجع به اسلام، بدبين بشوند و در نتيجه تبليغات سوء بکنند، بايد دية کامل به او پرداخت گردد.

مثال ديگر اينکه همة علما گفته‏اند و روايات زيادي هم وجود دارد، که اگر يک مسلماني در مناطق کفرنشين، مستوجب اجراي حدود شد، مي‏گويند: حدود را در مورد او اجراي نکنيد؛ چون موجب وهن اسلام مي‏شود. پس با اين حساب، وهنِ اسلام در نظر ديگران، يک جنبه اساسي و محوري دارد و اين يک هشداري است... مواظب باشيد که ما نبايد فقط داخلۀ خودمان را لحاظ کنيم؛ چون مسؤوليت پخش اسلام در سرتاسر جهان را داريم.

ما که مسلمانيم ممکن است به بعضي مطالب، اين قدر خو گرفته باشيم که ديگر در نظر ما وهن نباشد؛ يا ممکن است به حکمتش واقف باشيم، اما آن کس که در خارج است، شايد به حکمت قضيه واقف نباشد و به نظرش موهن جلوه کند.  اين مسئله که نبايد کاري کرد که دين، اسلام، قرآن و ائمه(عليهم السلام) در نظر ديگران موهون شوند، اين اصل است. اين دو سه مورد که عرض کردم به عنوان نمونه بود والاّ روح فقه ما و روح اسلام، اين مطلب را به طور «اصلِ مسلّم» مطرح کرده.  نکته‏اي که مي خواهم عرض کنم اين است که، حالا اگر يک نوع اقامه شعائر براي ما قابل تحمل است، اما براي جهانيان قابل تحمل نيست و آن را زشت ببينند، ما داعي نداريم که اين را در ملأ عام انجام دهيم.[40]

¨       يعني توجه به «نگاه پيروان ديگر اديان به رفتار ما» در اسلام يک عنصر اصلي است؟

v    اجازه دهيد جواب اين سوال را در قالب خاطره‏اي از حجت الاسلام قرائتي ببينيم: «در يكى از شهرها با وجود توصيه‏هاى مبلغين بزرگوار مبنى بر پرهيز از قمه زنى، مردم به خاطر اعتقادات خود دست‏ برنمى‏داشتند. به ما گفتند به آنجا برويم و آنها را از اين كار باز داريم. ايام ماه محرم بود و چون اعلام كرده بودند فلانى مى‏آيد و مردم ما را در تلويزيون ديده بودند، در مسجد جمع شدند. وقتى وارد شدم گفتند: آقاى قرائتى! آمده‏اى براى قمه زنى بگويى؟ گفتم: شغل من چيست؟ گفتند: تو معلم قرآن هستى. گفتم: به عنوان معلم قرآن قبولم داريد؟ گفتند: بله! قبولت داريم؛ ولى حرفي از قمه نزنى! فقط قرآن بگو! من روى تخته نوشتم:  بسم الله الرحمن الرحيم  {يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْكافِرينَ عَذابٌ أَليمٌ[41]} اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! نگوييد: «راعِنا»؛ بلكه بگوييد: «اُنظُرنا»

«راعنا» را هم مى‏شود از ريشه «رَعَىَ‏» گرفت و هم از ريشه «رَعَنَ‏» . اگر از «رعى‏» گرفته شود به معناى «مراعات ما را بكن‏» است، ولى اگر از ريشه «رعن‏» گرفته شود، رعونت‏ به معناى خر كردن است و «راعنا» يعنى «خرمان كن!»  وقتى كه مسلمانان مى‏گفتند: «راعنا»، هدفشان مقدس بود و معناى «مراعاتمان كن‏» را اراده مى‏كردند، ولى يهودي‏ها از اين كلمه استفاده كرده و گفتند: مسلمانها به پيغمبرشان مى‏گويند: خرمان كن!  در اينجا آيه نازل شد كه:{ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا[42]} «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، «راعنا» نگوييد بلكه «انظرنا» بگوييد.»

يعنى كلمه‏اى را كه دشمن از آن سوءاستفاده مى‏كند به كار نبريد. بعد از اينكه اين آيه را تفسير كردم، گفتم: شما كه قمه مى‏زنيد هدفتان مقدس است و به عشق امام حسين (عليه السلام) اين كار را مى‏كنيد.  اين كار امروز شما، مثل همان «راعنا» گفتنِ مسلمانان صدر اسلام است كه دشمن از آن سوءاستفاده مى‏كرد و قرآن كريم با آيه مورد بحث ‏به مسلمانان آن روز و امروز هشدار مى‏دهد كه از هر كارى كه دشمن از آن سوء استفاده مى‏كند پرهيز كنيد. [43]

¨       اصلاً چه ضرورتي دارد که همة رفتارهاي شيعيان، منطقي و بر اساس استدلال‏ عقلي و ديني باشد؟

v    علاقه‏مندان به اسلام واهل‏بيت(عليهم السلام) بايد توجه كنند كه اسلام و قرآن، با استدلال و منطق همراه است. مكتب اهل بيت، با منطق و استدلال همراه است. اگر استدلال را از آن جداكردند و به جاي استدلال، خداي نكرده چيزي را وارد­كردند كه از منطق دور است و جنبه خرافي­دارد، اين درست ضد استدلال عمل­خواهد­كرد. پس، يك ابزار اسلام براي­گسترش و­ غلبه بر ­همه اديان و جماعات و ملل و كشورها،­عبارت از منطق است.[44]

¨       مي‏شود معني دقيق خرافه را مشخص کرد؟ چطور مي‏توانيم مصاديق آن را تشخيص دهيم؟

v    آنچه كه با كتاب و سنت متقن و معتبر ثابت شده، از دين است؛ چه حالا عقول بپسندند يا نپسندند. از اين، حمايت و دفاع كنيد.آنچه كه با دليل معتبر ثابت نشده است و با مبانى و اصول دينى معارضه ندارد، درباره‌ى آن ساكت بمانيد.  آنچه كه با يكى از اصول دينى معارضه دارد و مدرك معتبرى ندارد، ردّش كنيد؛ اين مى‌شود خرافه، و معيار خرافه اين است.[45]

¨       خوب! ممکن است کسي بگويد: ابراز احساسات نسبت به امام حسين(عليه السلام) و عزاداري در غم آن حضرت، روش‏هاي مختلفي دارد؛ يک روش هم قمه‏زني است...

v    در خصوص عزاداري و مجالسي که به نام امام حسين(عليه السلام) برپا مي‏شود، ما و هيچيک از دينداران نمي‏گوييم در اين مراسم، هر کسي هر کاري مي‏کند خوب است. چه بسا علماي بزرگ و دانشمندان بسياري اين کارها را ناروا دانسته و از آن جلوگيري کرده‏اند.[46]

v    عدّه‌اى قمه به دست بگيرند و به سر خودشان بزنند و خون بريزند! اين كار را مى‌كنند كه چه بشود؟! كجاى اين حركت، عزادارى است؟! البته، دست بر سر زدن، به نوعى نشانه‌ى عزادارى است. شما بارها ديده‌ايد، كسانى كه مصيبتى برايشان پيش مى‌آيد، بر سر و سينة خود مى‌كوبند. اين نشانه‌ى عزادارىِ معمولى است. اما شما تابه‏حال كجا ديده‌ايد كه فردى به خاطر رويكرد مصيبتِ عزيزترين عزيزانش، با شمشير بر مغز خود بكوبد و از سرِ خود خون جارى كند؟! كجاى اين كار، عزادارى است؟![47]

v    قمه زدن، سنّتى جعلى است. از امورى است كه مربوط به دين نيست و بلاشك، خدا هم از انجام آن راضى نيست.[48]

¨       اگر موضوع تا اين حد مهم است، چرا برخي علماي قديم با آن برخورد نمي‏کردند؟‏

v    علماى سلف دستشان بسته بود و نمى‌توانستند بگويند «اين كار، غلط و خلاف است.»[49]

v    در زمان آيت الله بروجردي، در همين قم ايشان برخي از اين شعائري که به عنوان عزاداري در قم انجام مي‏شود را استنکار کرد.[50] آن وقت تمام رؤساي اينها (هيأت‏هايي که به اين‏کارها اقدام مي‏کردند) رفتند خدمت آقاي بروجردي و گفتند: ما در اين دهه مقلّد شما نيستيم. من مي‏گويم اگر اينها همه، با اين کارهايشان، معناي حرف‏هايشان و لوازم آن و تالي فاسد[51] آن را فهميده بودند، مصداق «الرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ»[52] مي‏شدند. من اگر جاي آقاي بروجردي بودم، شديداً آنها را طرد مي‏کردم.   چطور جرأت مي‏کنند به يک مجتهد جامع‏الشرايط اين‏گونه بي‏احترامي کنند؟ که در واقع بي‏احترامي به امام معصوم محسوب مي‏شود.    مرحوم آقا سيد ابوالحسن اصفهاني نهي‏کردند مردم را از اين کارها. مي‏دانيد چه کار کردند؟ نجفي‏ها رفتند همين مشعل‏هايشان را پشت در خانه آقاي سيد ابوالحسن اصفهاني خالي کردند! که در نتيجۀ آن، آقا سيد ابوالحسن قهر کرد و آمد کربلا؛ در کوچۀ شير و فضّه آنجا کربلايي‏ها براي آقا خانه گرفتند و محافظ گذاشته بودند که نجفي‏ها او را نزنند!

حالا ما اين عوام را تصويب بکنيم؟![53] اين عوامي که بر مجتهدين وقت - که به عنوان رئيس مذهب شيعه مطرح هستند- اين‏گونه طغيان مي‏کنند. آقاي بروجردي رئيس مذهب بود؛ آقا سيد ابوالحسن رئيس مذهب بود. آيا شما با امام صادق (عليه السلام)، همين کار را مي‏کنيد؟ خوب اگر اين کار را با امام صادق (عليه السلام) بکنند، همه‏شان کافر مي‏شوند؛ آقاي بروجردي ينطِقُ عَلي لِسانِ صادق (عليه السلام)؛[54] آقا سيد ابوالحسن ينطِقُ عَلي لِسانِ باقر (عليه السلام). اي شيعه‏اي که مي‏گويي من دوست امام حسينم! چطور تو اهانت مي‏کني به اين سيد؟! اينها براي ما درد است.[55]

¨       پس چرا بعضي از علماي قديم حتي حکم به جواز قمه‏زني داده‏اند؟

v    آنچه از قول مراجع سلف(رحمة‏اللَّه‌عليهم) نقل شده است، بيش از اين نيست كه اگر اين كار ضرر معتنى‌به[56] ندارد جايز است؟ آيا سبك كردن شيعه در افكار جهانيان، ضرر معتنى‌به نيست؟ آيا مخدوش كردن محبّت و عشق شيعيان به خاندان مظلوم پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) و بخصوص شيفتگى بى‌حد و حصر آنان به سالار شهيدان(عليه السلام) را بد جلوه دادن، ضرر نيست؟ كدام ضرر از اين بالاتر است؟[57]

v    اگر قمه زدن، به صورت عملى انفرادى در خانه‌هاى در بسته انجام مى‌گرفت، ضررى كه ملاك حرمت است، فقط ضرر جسمى بود، ولى وقتى اين كار «على رؤوس ‌الاشهاد»[58] و در مقابل دوربين‏ها و چشم‌هاى دشمنان و بيگانگان بلكه در مقابل چشم جوانان خودمان انجام مى‌گيرد، آن وقت ديگر ضررى كه بايد معيار حرمت باشد فقط ضرر جسمى و فردى نيست، بلكه مضرات بزرگ تبليغى كه با آبروى اسلام و شيعه سروكار دارد نيز بايد مورد توجّه باشد.[59] امروز اين ضرر، بسيار بزرگ و شكننده است و لذا قمه زدن علنى و همراه با تظاهر، حرام و ممنوع است.[60]

v    يك وقت بود در گوشه و كنار، چند نفر دور هم جمع مى‌شدند و دور از انظار عمومى مبادرت به قمه‌زنى مى‌كردند و كارشان، تظاهر - به اين معنا كه امروز هست- نبود. كسى هم به خوب و بدِ عملشان كار نداشت؛ چرا كه در دايره‌ى محدودى انجام مى‌شد. اما يك وقت بناست كه چند هزار نفر، ناگهان در خيابانى از خيابان‏هاى تهران يا قم يا شهرهاى آذربايجان و يا شهرهاى خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشير بر سر خودشان ضربه وارد كنند؛ اين كار، قطعاً خلاف است. امام حسين(عليه السلام)، به اين معنا راضى نيست. من نمى‌دانم كدام سليقه‌هايى و از كجا اين بدعت‏هاى عجيب و خلاف را وارد جوامع اسلامى و جامعه‌ى انقلابى ما مى‌كنند؟![61]

¨       يعني مي‏گوييد آنهايي که در گذشته حکم به جواز قمه‏زني داده‏اند، دچار اشتباه شده‏اند؟!

v    مي‏گويند مراجع تقليد گفته‏اند قمه‏زدن جايز است... مراجع قديم اجازه دادند، ولي شما مي‏دانيد تلويزيون اروپا دوازده بار قمه زدن ايراني‏ها را نشان داده و بعد يک دکتر روانشناس آنجا نشسته، گفته: شيعه‏ها يک مَرَضي دارند نظير خود‏کشي؛ خودشان را آزار مي‏دهند. شيعه‏ها يک مرض رواني دارند به نام خودآزاري؛ و اروپا به شيعه خنديده!    شما بايد اين‏طور سؤال کنيد: «اي مراجع تقليد! اجازه مي‏دهيد جوري عزاداري کنيم که اروپا به شيعه بخندد؟!» هيچ مرجعي اجازه نمي‏دهد. سؤال شما اشتباه بوده‏است؛ سؤال کرده‏ايد: اجازه مي‏دهيد در عزاي امام حسين(عليه السلام) چند قطره خون بريزد؟ گفته‏اند: جايز است.  شما بگوييد: اجازه مي‏دهيد جوري عزاداري کنيم که اروپا به شيعه بخندد؟ هيچ مرجعي اجازه چنين کاري را نمي‏دهد.[62]

v    درست است که جمعي از بزرگان فقهاي پيشين (قدّس الله اسرارهم) اجازه بعضي از اين امور را در عصر خود- به دلايل خاصّي- داده‏اند، ولي آنها هم اگر در عصر ما و شرايط زمان‏مان بودند به‏يقين طور ديگري فتوا مي‏دادند.[63]

درباره نقش «تغيير شرايط زمان و مکان» در «تغيير حکم مسائل شرعي»[64]  ديدگاه حضرت امام(رحمه الله) جالب توجه است؛

v    زمان و مکان دو عنصر تعيين کننده در اجتهادند. مسئله‏اي که در قديم داراي حکمي بوده است، به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سياست و اجتماع و اقتصاد يک نظام، ممکن است حکم جديدي پيدا کند؛ بدان معنا که با شناخت دقيق روابط اقتصادي و اجتماعي و سياسي، همان موضوع اوّل که از نظر ظاهر با قديم فرقي نکرده است، واقعاً موضوع جديدي شده است، که قهراً حکم جديدي مي‏طلبد. مجتهد بايد به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد...»[65]

¨       بعضي‏ها در جواب اين مطلب – که بايد به برداشت بيگانگان نسبت به اعمال‏مان توجّه کنيم- مي‏گويند: «اگر بخواهيم به حرف آنها توجه کنيم، آنها بعضي از واجبات ديني ما را هم مسخره مي‏کنند؛ پس بايد واجبات را هم کنار بگذاريم؟!»

v    نكته‏اي که در اين سوال مورد غفلت واقع شده، اين است که، هيچ يك از انبيا براي عمل به عادات و آداب ابداعي خود مورد استهزا قرار نگرفته است! انبيا به جهت تبليغ دين و احكام الهي به مردم، ازسوي كافران و ستمگران مورد تمسخر قرار مي‏گرفتند، در حالي كه ما به جهت عادات و رسوم ابداعي خود مورد استهزا هستيم.   اگر دشمن ما را به جهت عقايد و اعمال ديني‏مان مسخره كند، در برابر او مي‏ايستيم و كمترين توجهي نمي‏كنيم؛ اما رفتارهايي همچون قمه‏زني در هيچ يك از روايات ما تاييد نشده است؛ بلكه رسم و عادتي است كه توسط خود مردم ابداع شده است، از اين رو نمي‏توان آن را از دين دانست. اگر دشمن، ما را براي گريه‏كردن بر سالار شهيدان مسخره كند، توجه نمي‏كنيم؛ زيرا اصل عزاداري و گريه براي امام حسين(عليه السلام) از دين است و در متنِ دين، به آنها توصيه شده است. ما از ريشخند دشمن نمي‏ترسيم، از بدنماياندن اسلام به ملتها بيمناکيم؛ ما از آن مي­ترسيم كه پافشاري ما بر برخي از اعمال بي‏ريشه وابداعي، بهانه به دست دشمنان دهد وآنها با استفاده از آن، ملت‏هايي را كه تشنه اسلام هستند، از آن بيزار كنند.[66]

v    رهبر معظم انقلاب نيز به همين نکته اشاره کرده‏اند: اگر قمه‏زني اشکال هم نداشته باشد و حرام هم نباشد، واجب که نيست! ... [اين رفتارها] در دنياي امروز، در فرهنگ رايج جهاني امروز، در عقلانياتي که امروز در داخل خانه‏هاي ما و بين جوانان و دختران و پسران ما رايج است، عکس‏العمل نامناسب ايجاد خواهد کرد. اينها از بينات شرع نيست که ما بگوييم چه دنيا بپسندد، چه نپسندد، ما بايد اينها را بگوييم؛ حداقل اينها «مشکوکٌ فيه»[67] است.[68]

¨       حالا يک گروهي از شيعيان هم چنين کارهايي را انجام دهند؛ مگر چه مشکلي پيش مي‏آيد؟

v    نبايد كارى كنيم كه آحاد جامعه‌ى اسلامىِ برتر، يعنى جامعه‌ى محبِ‌ّ اهل‌بيت(عليهم السلام) كه به نام مقدس ولىِّ عصر(ارواحنافداه)، به نام حسين‌بن‌على(عليه السلام) و به نام اميرالمؤمنين(عليه‌الصّلاة والسّلام) مفتخرند، در نظر مسلمانان و غيرمسلمانان عالم، به عنوان يك گروه آدم‏هاى خرافىِ بى‌منطق معرفى شوند.[69]

v    مى‌بينم كه چگونه اخلاص و محبّت مردم به سالار شهيدان حضرت اباعبداللَّه‌الحسين(عليه السلام) مورد جفا در قضاوت‏هاى جهانى واقع مى‌شود، چگونه درك روشن‌بينانه‌ى آنان در اعتقاد به مقام والاى اهل بيت(عليهم السلام)، به خاطر بعضى اعمال جاهلانه، حمل بر امورى مى‌شود كه از ساحت شيعه و ائمه‌ى بزرگوارشان بسى دور است؛ مى‌بينم كه چگونه عزادارى بر جگرگوشگان زهراى اطهر(عليهم السلام) مورد تبليغ سوء دشمنان متعصّب و تبليغات‌چى‌هاى شيطان استعمار قرار مى‌گيرد. مى‌بينم كه بعض اعمالى كه هيچ ريشه‌ى دينى هم ندارد، بهانه به دست دشمن مغرض مى‌دهد كه بدان وسيله هم اسلام و هم تشيّع را - ‏العياذباللَّه- به عنوان آئين خرافه معرفى كنند...[70]

v    شيعه‌ى محبّ و مخلصى كه در روز عاشورا با قمه سر و روى خود و حتى كودكان خردسال خود را خونين مى‌كند، آيا راضى است كه با اين عمل خود در روزگارى كه هزاران چشم عيب‌جو و هزاران زبان بدگو، در پى بد معرّفى كردن اسلام و تشيع است، عمل او را مستمسك دشمنى خود قرار بدهد؟ آيا راضى است كه با تظاهر به اين عمل، خون ده‏ها هزار جوان بسيجى‏صفتِ عاشق را كه براى آبرو دادن به اسلام و تشيّع و نظام جمهورى اسلامى بر زمين ريخته شده است، ضايع سازد؟[71]

v    معناي سفينة النجاة و مصباح الهدي اين است که ما عملي را که بلاشک شرعاً محل اشکال است و به عنوان ثانوي هم حرام مسلّم و بين است،[72] انجام دهيم؟![73]

¨       درست است که از حضرت امام مخالفت‏هايي با اين رفتارها نقل شده است؛ اما چرا ايشان به صورت جدّي با آن مقابله نکردند؟

v     اگر به گونه‌اى كه طىّ چهار، پنج سال اخيرِ بعد از جنگ، قمه زدن را ترويج كردند و هنوز هم مى‌كنند، در زمان حيات مبارك امام(رضوان‌اللَّه‌عليه) ترويج مى‌كردند، قطعاً ايشان در مقابل اين قضيه مى‌ايستادند.[74]

¨       اگر بخواهيم با رفتارهايي مثل قمه‏زني مخالفت کنيم، ما را متهم مي‏کنند به اينکه با عزاداري امام حسين(عليه السلام) مخالفيم!

v    نه خير! اين مخالفت با عزاداري نيست؛ بلکه مخالفت با «ضايع کردنِ عزاداري» امام حسين(عليه السلام) است.[75]

¨       به نظر مي‏رسد رواج اين‏گونه رفتارها در عزاداري امام حسين(عليه السلام) عادي نيست؛ زمينة گسترش آن در جامعه چيست؟

v    برخى كارها در ارتباط با مراسم عزادارى ماه محرّم ديده شده است كه دست‏هايى به غلط، آن را در جامعة ما ترويج كرده‌اند. كارهايى را باب مى‌كنند و رواج مى‌دهند كه هر كس ناظرِ آن باشد، برايش سؤال به وجود مى‌آيد. به عنوان مثال، در قديم‌الايام بين طبقه‌ى عوام‌النّاس معمول بود كه در روزهاى عزادارى، به بدن خودشان قفل مى‌زدند! البته، پس از مدتى، بزرگان و علما آن را منع كردند و اين رسمِ غلط برافتاد... قمه زدن نيز همين‌طور است.[76]

v    شهيد مطهري نيز گسترش اين رفتارها را معلول روحية مردم مي‏داند؛ ايشان در اين رابطه مي‏گويد: قمه‏زني و بلند کردن طبل وشيپور از ارتدوکس‏هاي قفقاز به ايران سرايت کرد و چون روحيه مردم براي پذيرفتن آنها آمادگي داشت، همچون برق در همه جا دويد.[77]

¨     مي‏گوييددشمن ازقمه‏زني برضدتشيع استفاده مي‏کند؛مي‏شودچندنمونه ازآنرا بگوييد؟

v    اجازه دهيد در پاسخ به اين سوال، خاطرات چند تن از علما و صاحب‏نظران جهان اسلام را، از دست‏هاي پنهاني که ترويج اين‏گونه رفتارها را در کشورهاي اسلامي به‏عهده داشته‏اند، بشنويم؛

1. عراق

v    علامه محمد جواد مغنيه، از علماي بزرگ عراق، در کتاب تجارب خود، بحثي دارد تحت عنوان «کفن‏هايي براي زنده‏ها»؛ هنگامي که از عالمي فلسطيني دربارة نظر علماي فلسطين نسبت به شيعه سوال مي‏کند، مي‏نويسد:همانا سبب اصلي اين تفرقه‏اي که ميان مسلمين ايجاد شده است، استعمار و اياديش هستند؛ بدين طريق که آنها دائما مسلمانان را با هر وسيله‏اي که شده تحريک و تجهيز نموده و در مقابل هم قرار مي‏دهند. از جملة اين راه‏ها، اين بود که دولت انگليس در ماه محرم، هزار کفن به قمه‏زنان هديه نمود و هنگامي که دولت آمريکا از آن با خبر شد، براي آن که فرصت را از دست‏ندهد، دو هزار کفن به آنها هديه نمود.[78]   

در خصوص نقش سفارت‏هاي کشورهاي استعماري در ورود و گسترش اين‏گونه سنت‏ها به کشورهاي اسلامي- از جمله عراق- منتشرشده است، در اينجا به سندي که محقق و جامعه‏شناس عراقي «ابراهيم الحيدري» در کتاب Sozioloyie آورده است، اشاره مي‏کنيم: سفير انگليس در بغداد بعد از جنگ جهاني دوم و هم‏زمان با کاهش مواد غذايي و افزايش قيمت‏ها در بازار، مقدار زيادي چاي و سيگار مورد نياز هيئت‏ها و مجالس عزاداري را از طريق شخص ثالثي به بعضي از مسؤولين هيئت‏ها تقديم کرد؛ جالب اينکه به اين هيئت‏ها مقدار زيادي پارچة سفيد هم براي استفاده در مراسم قمه‏زني داده شد.[79]

دکتر تيجاني نيز در کتاب «اهل بيت(عليهم السلام)؛ کليد مشکل‏ها» در اين‏باره مي‏نويسد:يکي از علماي گذشته مي‏فرمود : شمشيرهايي که در گذشته شيعيان آن را در برابر ظالمان بلند مي‏کردند، امروز براي زدن به سرهاي خود، از آن استفاده مي‏کنند. تاجايي که انگليسي‏ها مقدار زيادي شمشير، در ميان دسته‏هاي عزاداري - در کربلا- تقسيم مي‏کردند.[80]

2. جمهوري آذربايجان

v    كسى كه با مسائل كشور شوروى سابق و اين بخشى كه شيعه‌نشين است - جمهورى آذربايجان - آشنا بود، مى‌گفت: آن زمان كه كمونيست‏ها بر منطقه‌ى آذربايجان شوروى سابق مسلّط شدند، همه‌‏ي آثار اسلامى را از آن‌جا محو كردند. مثلاً مساجد را به انبار تبديل كردند، سالن‏هاى دينى و حسينيه‌ها را به چيزهاى ديگرى تبديل كردند و هيچ نشانه‌اى از اسلام و دين و تشيّع باقى نگذاشتند. فقط يك چيز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود! دستورالعمل رؤساى كمونيستى به زيردستان خودشان اين بود كه مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار كنند، قرآن بخوانند، عزادارى كنند، هيچ كار دينى نبايد بكنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، براى آنها يك وسيلة تبليغ بر ضدّ دين و بر ضدّ تشيع بود. بنابراين، گاهى دشمن از بعضى چيزها، اين گونه عليه دين استفاده مى‌كند. هر جا خرافات به ميان آيد، دين خالص بدنام خواهد شد.[81]

3. بنگلادش

v    يکي از علماي مجتهد بنگلادشي که زماني از شاگردهاي ما بوده‏اند، براي من گفت: علت اينکه بنگلادش از پاکستان جدا شد، اين بود که بنگلادش کاملا سنّي‏نشين بود، اما در پاکستان فرهنگ شيعه غلبه دارد... ولي رفته رفته پيشرفت مذهب تشيع در آنجا شروع شد. او مي‏گفت شيعه مقداري در آنجا اوج گرفت. گروهي(؟!) از پاکستان به بنگلادش آمدند؛ به‏عنوان اينکه شيعه دارد پيشرفت مي‏کند، پس بايد اقامة شعائر حسيني هم در اينجا به نحو احسن و اکمل انجام بپذيرد!    برخي پاکستاني‏ها در عاشوراء از اين زنجيرهايي که سرش چاقو دارد به پشت خود مي‏زنند؛ ايشان براي من گفت: يک وقت ديديم پيشرفت تشيع توقف کرد. متوجه شديم که علت آن، اين‏گونه کارهاست.[82]

4. ايران

v    اينکه من مي‏گويم دست بيگانگان در ميان است، شخص ثقه‏اي نقل کرد؛ گفت در مشهد در يکي از سالها،يک وقت ديديم، از طرف يکي از سفارتخانه‏هاي خارجي آمدند، قمه‏هاي نو در ميان بعضي عزاداران تقسيم مي‏کنند؛ همه‏اش سفيد؛ برّاق؛ يک شکل!    آيا اين سفارتخانة خارجي دلش براي ما سوخته که عزاداري کنيم؟! يا اينکه مي‏خواهد اينها را نشان بدهد و بگويد: اينها وحشي هستند؟![بيگانگان] براي اينکه اسلام را خرافي جلوه دهند، و نسل فرهيختة دانشمند را از اسلام دور کنند، مي‏آيند خرافات را مخلوط مي‏کنند؛ مسائلي که جزء دين نيست، جزء دين مي‏کنند؛ در عزاداري‏ها دخالت مي‏کنند؛ شکل عزاداري را عوض مي‏کنند.    مسئلة قمه‏زني که در هيچ زماني در زمان معصومين نبوده، مي‏آيند اين را رايج مي‏کنند، تا مردم را در نظر بيگانه‏ها خرافي جلوه دهند.  يک فيلم درست کرده‏اند در يکي از کشورهاي خارجي، به‏ نام فيلم «فتنه» در کشورهاي مختلف نشان دادند؛ گفتند: بيائيد تماشا کنيد؛ ببينيد مسلمانها اين‏اند: آدم کشند؛ خودزن‏اند! فيلم مرکب از سه بخش بود... بخش سوم، منظرة قمه‏زدنهاست؛ سر بچه را قمه مي‏زند؛ خودش را قمه مي‏زند، لباس سفيدشان، تمام مملو از خون نشان مي‏دهد! 

عزاداري سيدالشهداء از افضل قربات است؛ کيمياست؛ وسيلة حل مشکلات است؛ اما کاري که مردم را از اسلام دور نکند...[83]

پاورقی ها و منابع:

[1] . به مواردی از این روایات در فصل اول همین کتاب اشاره شده است.

[2]. عن ابراهيم بن ابي محمود، قال: قال الرضا(عليه‏السلام) :...ان يوم الحسين اقرح جفوننا و اسبل دموعنا و اذل عزيزنا بارض كرب و بلاءاورثتنا الكرب و البلاء الي يوم الانقضاء فعلي مثل الحسين فليبك الباكون فان البكاء عليه يحط الذنوب العظام. ثم قال(عليه‏السلام) : كان ابي(عليه‏السلام)  اذا دخل شهر المحرم لا يري ضاحكا وكانت الك آبه تغلب عليه حتي تمضي عشره اي ام، فاذا كان يوم العاشر كان ذلك اليوم يوم مصيبته و حزنه و بكائه و يقول: هو اليوم الذي قتل فيه الحسين(عليه‏السلام). (شیخ صدوق، الامالي، المجلس السابع و العشرون؛ بحارالانوار، ج44، ص283، باب 34، ثواب البکاء علي مصيبته؛ وسائل الشيعه، ج14، ص 504، باب66)

[3]. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بويراحمد» در آستانه‌ى ماه محرم17/03/1373

[4]. أَبِي عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي  عبدالله (عليه‏السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ الْبُكَاءَ وَ الْجَزَعَ مَكْرُوهٌ لِلْعَبْدِ فِي كُلِّ مَا جَزِعَ مَا خَلَا الْبُكَاءَ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (عليه‏السلام) فَإِنَّهُ فِيهِ مَأْجُورٌ...

[5]. وَ لَوْ لَا أَنَّكَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْجَزَعِ لَأَنْفَدْنَا عَلَيْكَ مَاءَ الشُّئُونِ وَ لَكَانَ الدَّاءُ مُمَاطِلًا وَ الْكَمَدُ مُحَالِفاً (نهج البلاغه، خطبه 235)

[6] . يَا مَنْ خَصَّنَا بِالْكَرَامَةِ وَ خَصَّنَا بِالْوَصِيَّةِ وَ وَعَدَنَا الشَّفَاعَةَ وَ أَعْطَانَا عِلْمَ مَا مَضَى وَ مَا بَقِيَ وَ جَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْنَا اغْفِرْ لِي وَ لِإِخْوَانِي وَ لِزُوَّارِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ ع... فَارْحَمْ تِلْكَ الْوُجُوهَ الَّتِي قَدْ غَيَّرَتْهَا الشَّمْسُ وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْخُدُودَ الَّتِي تَقَلَّبَتْ عَلَى حُفْرَةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْأَعْيُنَ الَّتِي جَرَتْ دُمُوعُهَا رَحْمَةً لَنَا وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْقُلُوبَ الَّتِي جَزِعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنَا وَ ارْحَمِ الصَّرْخَةَ الَّتِي كَانَتْ لَنَا... (کافي، ج4، 582؛ وسائل الشيعه، ج14، ص411)

[7]. قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ أَ مَا تَذْكُرُ مَا صُنِعَ بِهِ يَعْنِي بِالْحُسَيْنِ ع قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ تَجْزَعُ قُلْتُ إِي وَ اللَّهِ وَ أَسْتَعْبِرُ بِذَلِكَ حَتَّى يَرَى أَهْلِي أَثَرَ ذَلِكَ عَلَيَّ فَأَمْتَنِعُ مِنَ الطَّعَامِ حَتَّى يَسْتَبِينَ ذَلِكَ فِي وَجْهِي فَقَالَ رَحِمَ اللَّهُ دَمْعَتَكَ أَمَا إِنَّكَ مِنَ الَّذِينَ يُعَدُّونَ مِنْ أَهْلِ الْجَزَعِ لَنَا وَ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا...(وسائل الشيعة، ج 14، ص 507؛ و كامل الزيارات ، ص 101)

[8]. رُوي محمد بن عيسي عن اخيه جعفر بن عيسي عن خالد بن سدير، اخي حنان بن سدير، سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ شَقَّ ثَوْبَهُ عَلَى أَبِيهِ أَوْ عَلَى أُمِّهِ أَوْ عَلَى أَخِيهِ أَوْ عَلَى قَرِيبٍ لَهُ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِشَقِّ الْجُيُوبِ قَدْ شَقَّ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عَلَى أَخِيهِ هَارُونَ وَ لَا يَشُقَّ الْوَالِدُ عَلَى وَلَدِهِ وَ لَا زَوْجٌ عَلَى امْرَأَتِهِ وَ تَشُقُّ الْمَرْأَةُ عَلَى زَوْجِهَا وَ إِذَا شَقَّ زَوْجٌ عَلَى امْرَأَتِهِ أَوْ وَالِدٌ عَلَى وَلَدِهِ فَكَفَّارَتُهُ حِنْثُ يَمِينٍ وَ لَا صَلَاةَ لَهُمَا حَتَّى يُكَفِّرَا وَ يَتُوبَا مِنْ ذَلِكَ وَ إِذَا خَدَشَتِ الْمَرْأَةُ وَجْهَهَا أَوْ جَزَّتْ شَعْرَهَا أَوْ نَتَفَتْهُ فَفِي جَزِّ الشَّعْرِ عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ صِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ أَوْ إِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً وَ فِي الْخَدْشِ إِذَا دَمِيَتْ وَ فِي النَّتْفِ كَفَّارَةُ حِنْثِ يَمِينٍ وَ لَا شَيْ‏ءَ فِي اللَّطْمِ عَلَى الْخُدُودِ سِوَى الِاسْتِغْفَارِ وَ التَّوْبَةِ وَ قَدْ شَقَقْنَ الْجُيُوبَ وَ لَطَمْنَ الْخُدُودَ الْفَاطِمِيَّاتُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ عَلَى مِثْلِهِ تُلْطَمُ الْخُدُودُ وَ تُشَقُّ الْجُيُوبُ. (وسائل الشيعه، ج3، ص 402؛ و تهذيب الاحکام، ج8، ص 325؛ با اندکي اختلاف در الفاظ)

[9] . شهيد ثاني در مسالک الافهام در اين باره مي‏گويد: «سند اين روايت ضعيف مي باشد، زيرا خالد بن سدير که در سند آن است فردي غير موثق مي باشد.» (مسالک الافهام، ج10، ص27) همچنین شيخ صدوق در مورد او گفته که روايات کتابش جعلي است. (مصباح الفقيه، ج 1، ص430 ) شیخ طوسی و علی بن بابویه نیز روایات او را نپذیرفته‏اند.(منبع پیشین به نقل از الفهرست) محقق بزرگوار آقا رضا همداني مي نويسد: «اين روايت به خاطر ضعف سندش و اعراض اصحاب از آن، صلاحيت براي دليل واقع شدن را ندارد.» (مصباح الفقيه، ج 1، ص430)

ضمناً یکی دیگر از کسانی که در سلسله راویان این حدیث است، محمدبن عیسی است که شیخ طوسی او را از غُلات دانسته است؛ شیخ صدوق، علی بن بابویه و بسیاری دیگر از علما نیز او را ضعیف دانسته و نقل‏های او را غیر قابل اعتماد می‏دانند. (بنگرید به الفهرست، ص 140)

[10]. آيت الله سيد احمد خوانساري در کتاب جامع المدارک مي نويسد: صدر و ذيل اين روايت متناقض است؛ اگر این‏گونه اعمال از نظر امام صادق(علیه‏السلام) حرام‏اند ـ و در دیگر روایات وارد شده از آن حضرت نیز به حرمت آن تصریح شده است ـ دیگر جایی برای يادآوري عملكرد فاطميات نبود. (جامع المدارک، ج 5، ص14)

آيت الله العظمي گلپايگاني نيز نوشته‏اند: «بسيار بعيد است که بتوانیم جواز لطم به صورت و گريبان چاک دادن را به عزاداري امام حسين (علیه‏السلام)  اختصاص دهيم، زيرا وقتي که اين دو فعل در اسلام حرام باشد، محققاً زنان فاطمي نيز آن را انجام نداده اند؛ اگر چه اين اعمال براي امام حسين (علیه‏السلام)  جايز باشد، زيرا انجام اين اعمال موجب تنفر و بيزاري نفوس مردم از آن عمل مي‏شود.» (کتاب الطهاره الاول، ص 218)

[11] . کسانی که در صددند از این روایت برای اثبات مدعای خود استفاده کنند خوب است به روايات متعددي که از امام حسين(علیه‏السلام)  نقل شده و حضرت، زنان فاطمي را از گريبان چاک زدن و وارد کردن خراش به صورت، بعد از شهادتشان نهي‏کرده‏اند نیز توجه کنند:

چنانچه در لهوف و ديگر مقاتل معتبر آمده است، امام حسين(علیه‏السلام) در شب عاشورا به زنان حرم چنين فرمودند: «اي خواهرم ام کلثوم، و تو زينب و تو اي فاطمه و تو اي رباب! هر گاه کشته شدم، گريبان چاک نزنيد و صورت نخراشيد و سخن ناروا بر زبان جاري نکنيد. (اللهوف، ص 141-140) و در کتاب کامل الزيارت نيز از امام محمد باقر(علیه‏السلام) روايت شده که هنگامي که امام حسين(علیه‏السلام) در صدد کوچ از مدينه برآمدند، زنان بني هاشم آمدند و به نوحه‏سرايي پرداختند، تا آن که امام حسين(علیه‏السلام)  ميانشان رفت و فرمود: «شما را بخدا سوگند، مبادا که [اين] نافرماني خدا و رسول باشد که از شما سر بزند.» (کامل الزيارات، ص195 ، ح275) که مراد آن حضرت لااقل خدش و شق جيوب و خمش وجوه را شامل مي‏شود، چه رسد به قمه زني و تيغ زني.

لذاست که مرحوم آيت الله العظمي شيخ محمد حسن نجفي، صاحب جواهر الکلام درباره روایت خالد بن سدیر مي‏نويسد: «استدلال به آنچه که در مورد فعل زنان فاطمي نقل شده است، متوقف بر آن است که عمل آنها بر غير پدر و برادرشان باشد. و تمسک به اين قول که «حضرت علي بن حسين(علیه‏السلام) بر عمل آنها علم داشته و در مقابل آن نيز سکوت نموده باشند؛ به نحوي که اين سکوت، نشانه‏اي از رضايت آن حضرت از آن عمل داشته باشد»، از چنگ زدن به خارهاي بيابان سخت‏تر است. (یعنی کندن خارهاي بیابان با دست، از پذيرش اين گفته‏ها آسانتر است.)» ( جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج 4، ص371)

[12]. کتاب‏العين، ج 7، ص 433

[13]. و يقال لطمت المرأة وجهها لطما من باب ضرب: ضربته بباطن كفها ( لسان‏العرب، ج 12، ص 542؛ مجمع‏البحرين، ج 6، ص 162)

[14] . فرهنگ فارسي عميد.

[15]. خدش: خَدَشَ جلده و وجهَه: مزقه. و الخَدْشُ: مزْقُ الجلد، قلّ أَو كثر. يقال: خدَشَت المرأَة وجهَها عند المصيبة. (لسان‏العرب، ج 6،  ص 292، ترجمة فارسی از فرهنگ معاصر عربي - فارسي، آذرتاش آذرنوش،  نشر ني، چاپ چهارم،1383)

[16]. ميرزا محمد ارباب، الاربعين الحسينيه، چاپ اسوه، ص232

[17]. شیخ عباس قمی، منتهي الآمال، ج 1، ص75

[18]. از امام سجاد(علیه‏السلام)  نقل شده كه در شب عاشورا، همان شبي كه پدرم در صبح آن به شهادت رسيدند، من در خيمه بودم و عمه‏ام زينب از من پرستاري مي کرد... امام حسین(علیه السلام) عمه‏ام راتسلّي داد و گفت: امام حسين(علیه‏السلام) به ايشان نگاه كرد و فرمود: خواهرم، مبادا شيطان بردباري را از تو بگيرد... خواهر تو را قسم مي دهم و از تو مي خواهم كه قسمم را ناديده نگيري؛ زماني كه من به شهادت رسيدم براي من گريبان چاك مكن، به صورتت چنگ مزن، صدايت را به نوحه و واويلا بلند مكن. سپس عمّه‏ام را آورد و در كنار من نشاند و خود به نزد اصحابش رفت... ( الکامل فی التاریخ، ج4، ص59؛  البداية والنهاية، ج 8، ص 177؛ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص244؛ بحارالانوار، ج 45، ص2؛ انساب الاشراف، ج 3، ص 185، چاپ زكار، ج 3، ص 392؛ المنتظم في التاريخ الملوك والامم، ج 5، ص 338؛ تاريخ الطبري، ج5، ص420)

.[19] ... يا أخی قلبک الشفيق علينا                       ما له قسي و صار صليبا

[20]. مصاحبه با آیت الله محمد هادی معرفت، عاشورا، عزاداری، تحریفات، ص 528

[21]. محمد صحتي سردرودي، «تحريف شناسي عاشورا و تاريخ امام حسين»، عاشورا، عزاداری، تحریفات، ص 209

.[22] محمد تقی اکبر نژاد، فصلنامه تخصصي فقه اهل بيت عليهم السلام، نشر دائره المعارف فقه اسلامي بر طبق مذهب اهل بيت عليهم السلام قم، شماره هاي 48 و 50، زمستان 1385 و بهار1386، با اندکی تغییر

[23]. مترجم، جلال آل احمد است.

.[24] علامه سید محسن امین، التنزیه لاعمال الشبیه، ترجمه جلال آل احمد، ص 20

[25]. بقره، آیه 165

[26]. الکافی، جلد 1، صفحه 24

.[27] استاد فاطمی نیا، شرح و تفسیر زیارت جامعه کبیره، ص 186

[28]. الکافی، جلد 1، صفحه 24

[29]. استاد فاطمی نیا، شرح و تفسیر زیارت جامعه کبیره، ص209و213

.[30] همان، ص 190

.[31] همان، ص 187

.[32] شهید مرتضی مطهری، انسان کامل، ص 186

.[33] همان، ص 153؛ تحت عنوان: «اصالت معرفت عقلی در اسلام»

.[34] در کتاب تحف العقول، ص 383، حدیثی از حضرت موسى بن جعفر (علیهماالسلام) نقل شده که حضرت در تبیین جایگاه عقل‏ می‏فرمایند:  خداوند تبارك و تعالى در قرآن «اهل عقل و فهم» را بشارت داده، فرموده: { فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ }(زمر، آیه 18).

هشام! خداى عز و جل بوسيله عقل حجتها را بر مردم تمام كرده، و با بيان (كتب آسمانى) به آنها ابلاغ كرده، و با راهنمايان (و پيامبران) به خداوندىِ خود راهنمائيشان كرده، فرموده: { وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ إِلَى قَوْلِهِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ }(بقره، آیه 163 و 164).

حضرت در ادامه به آیات نحل، آیه 12؛ زخرف، آیه 1 تا 3؛ روم، آیه 24؛ انعام، آیه 32؛ قصص، آیه 60؛ صافات، آیه 136 تا 138؛ عنكبوت، آیه 43؛ بقره، آیه 17؛ انفال، آیه 22؛ لقمان، آیه 25؛ انعام، آیه 116؛ انعام، آیه 37؛ سبا، آیه 13؛ ص، آیه 24؛ هود، آیه 40؛ بقره، آیه 269؛ ق، آیه 37؛ لقمان، آیه 12 استناد و همراهی عقل و علم را تبیین و محوریت عقل در دین را اثبات می‏فرمایند.

.[35] شهید مرتضی مطهری، انسان کامل، ص 154

[36]. بقره، آیه 165

[37]. اسیر گرفتاریها

.[38] حضرت آیت الله جوادی آملی، حماسه و عرفان، ص 25

[39]. خون موعود، 130 پرسش و پاسخ پیرامون امام حسین(علیه السلام) از حضرت آیت الله العظمی مظاهری، ص 59

[40] . مصاحبه با آیت الله محمد هادی معرفت، عاشورا، عزاداری، تحریفات، ص 528

[41]. بقره، آیه 104

[42]. بقره، آیه 104

[43]حجت الاسلام محسن قرائتی، مجله مبلغان، شماره 39

[44] . سخنراني رهبر انقلاب اسلامي، فروردين 1376،در حرم رضوي، مشهد مقدس.

.[45] بیانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با روحانيون سمنان17/08/1385

[46]. امام خميني(رضوان الله عليه)، کشف الاسرار، ص173

[47]. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بويراحمد» در آستانه‌ى ماه محرم17/03/1373

[48]. همان

[49]. همان

[50] . منکر شرعی بودن آن شدند.

[51] . تبعات منفی؛ نتایج غلط

[52] . عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع...قَالَ انْظُرُوا إِلَى مَنْ كَانَ مِنْكُمْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَارْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُكْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَيْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّه. (الكافي، ج 7، ص 412)

امام صادق عليه السلام فرمود: نظر كنید بشخصى از خود شما كه حديث ما را روايت كند و در حلال و حرام ما نظر افكند و احكام ما را بفهمد، به‏حكم او راضى شوید؛ همانا من او را حاكم بر شما قرار دادم؛ اگر طبق دستور ما حكم داد و يكى از آنها از او نپذيرفت، همانا حكم خدا را سبك شمرده و ما [اهل بیت]  را رد كرده است. و آنكه ما را رد كند، خدا را رد كرده و اين در مرز شرك به‏خدا است.

.[53] عملشان را صواب و درست بشماریم؟

[54]. بر اساس مبانی و منطق امام صادق(علیه السلام) سخن می‏گویند.

[55] . عاشورا، عزاداری، تحریفات، ص 528 ؛ مصاحبه با آیت الله محمد هادی معرفت

[56]. قابل اعتنا

[57]. پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه‌ى امام جمعه‌ى اردبيل حجت‏الاسلام والمسلمين آقاى مروج 27/03/1373

[58]. در انظار بینندگان

[59]. تا کنون در شبکه هاي تلويزيوني و رسانه هاي ضد اسلامي در جهان، با نمایش صحنه هاي قمه‏زني که در برخي از کشورهاي اسلامي نظير پاکستان و عراق، انجام مي شود، فیلم‏های بسیاری را بر عليه اسلام و مسلمين تولید کرده اند که در آنها چهره‏اي خشن و زشت از اسلام معرفي شده است. نظير فيلم «شمشير اسلام» که توسط شبکه تلويزيوني بي.بي.سي تهيه شده و يا فيلم «ترور شيعي» که از تلويزيون آمريکا پخش شد و در آن، شيعيان به گونه‏اي معرفي شده بودند که به چيزي جز قتل و خونريزي فکر نمي کنند و در پايان نيز صحنه هاي از قمه‏زني در روز عاشورا پخش گرديد. (کيهان عربي، 6/1/1415، شماره 3113)

[60]. پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه‌ى امام جمعه‌ى اردبيل حجت‏الاسلام والمسلمين آقاى مروج 27/03/1373

[61]. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بويراحمد» در آستانه‌ى ماه محرم17/03/1373

[62] .  بخشی از سخنرانی حجت الاسلام قرائتی در تفسیر سورة فلق

.[63] متن جوابيه آيت الله العظمی مکارم شیرازی به سؤالات مختلف مردم دربارۀ وظایف مسلمانان در ایّام عاشورا و مراسم عزاداری حسینی علیه السلام (بنگرید به: محمد تقی اکبر نژاد، از شور تا شعور حسینی، ص383)

.[64] تغییر حکم مسائل شرعی بخاطر تغییر شرایط زمان و مکان، در زمان ائمه(علیهم السلام) نیز نمونه‏های بسیار دارد؛ به عنوان نمونه می‏توان به برداشته شدن وجوب خضاب کردن در زمان آن حضرت اشاره کرد؛

به  متن روایت آن – که علاوه بر نهج البلاغه در وسائل الشیعه نیز آمده- توجه کنید:

 سُئِلَ (عليه السلام) عَنْ قَوْلِ الرَّسُولِ ص غَيِّرُوا الشَّيْبَ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ فَقَالَ (عليه السلام) إِنَّمَا قَالَ ص ذَلِكَ وَ الدِّينُ قُلٌّ فَأَمَّا الْآنَ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَ ضَرَبَ بِجِرَانِهِ فَامْرُؤٌ وَ مَا اخْتَارَ؛ از آن حضرت پرسيدند از قول پيغمبر (صلی الله علیه و آله) كه موى سپيد را دگرگون كنيد(خضاب کنید) و مانند يهود نباشيد! فرمود: همانا گفتة آن حضرت در زمانى بود كه اهل دين كم‏شمار بودند و اما اكنون بسیارند و دين پا بر جا شده و هر كس اختيار دارد که خضاب کند یا ترک‏کند. (وسايل الشیعه، ج 2، ص 87)

[65] .  منشور روحانیت، پیام حضرت امام به علما و حوزه‏های روحانیت؛ صحیفه نور، ج 21، ص 98

[66]. محمد تقی اکبر نژاد، فصلنامه تخصصي فقه اهل بيت عليهم السلام، نشر دائره المعارف فقه اسلامي بر طبق مذهب اهل بيت عليهم السلام قم، شماره هاي 48 و 50، زمستان 1385 و بهار1386، با اندکی تغییر

[67]. آنچه در آن تردید وجود دارد

[68]. بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع نمایندگان مجلس خبرگان رهبری 27/12/83

[69]. همان

[70]. پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه‌ى امام جمعه‌ى اردبيل حجت‏الاسلام والمسلمين آقاى مروج 27/03/1373

[71]. همان

[72].گروهی پنداشته‏اند، اعمالی مانند تيغ زني و قمه‏زني و خدش و لطم و... در عزاداري، اصالتاً حلال است و حكم اولية آن حليّت است و اگر بسیاری از مراجع و علما آن را تحريم كرده‏اند، صرفاً به جهت شرايط خاص سياسي دنياي اسلام و تبليغات منفي دشمنان است.

 غافل از آنکه به‏دلیل اطلاق روایات دال بر ممنوعیت اضرار، خدش، لطم، بدعت و دیگر عمومات فقهی در این بحث، حکم اولی آن حرمت است و صدور حکم جواز برای این‏گونه اعمال به حکم ثانوی بوده، که در شرایط فعلی، به حکم اولیه ـ که حرمت است ـ برمی‏گردد. (بنگرید به: محمد تقی اکبرنژاد، از شور تا شعور حسینی، ص 306-294)

[73]. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى17/06/1384

[74] - بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بويراحمد» در آستانه‌ى ماه محرم17/03/1373

[75]. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم قم 19/10/86

[76]. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بويراحمد» در آستانه‌ى ماه محرم17/03/1373

[77]. طبق گفته شهيد مطهري، تيغ زني، زنجير زني، حمل نشانه (صليب)، زدن طبل و شيپور و ... اکنون نيز به همين شکل در منطقة لورد (Lourdes) ساليانه در سالروز تصلیب ادعایی مسيح، برگزار مي‏شود. (بنگرید به: شهید مرتضی مطهری، جاذبه و دافعة علي(علیه السلام)، ص 154)

[78]. «إنّ السبب لهذه التفرقه هو الاستعمار و علماء الاستعمار یثیرونها و یغذّونها بکل وسیلة- و من هذه الرسائل إنّ الانجلیز یهدون ألف کفن فی شهر المحرم للضاربین أنفسهم بالسیوف و السلاسل، و أرادت أمریکا أن لا تفوتها الفرصة فأهت هؤلاء ألفی کفن» (محمد جواد مغنیه، تجارب، ص 449 و 450)

[79] .Ibrahim Al-Haidari, Sozioloyie. P. 176

[80] . دکتر محمد تیجانی، اهل بیت کلید مشکل ها، ترجمه سید محمد جواد مهری، ص 186

[81] - بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدس رضوى 01/01/1376

[82] . مصاحبه با آیت الله محمد هادی معرفت، عاشورا، عزاداری، تحریفات، ص 528 ؛ ص 519

[83] . بخشی از سخنرانی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها)، نهم رمضان 1430

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 5:28  توسط عزادار حسینی  | 

 فصل ششم ـ چند کتاب خواندنی در موضوع عزاداریهمراه بانقل نکات جالبی ازآنها

کتاب مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید ، اثر سیدمحسن محمودی.

کتاب هیئت؛ فضیلت و آیین مجالس ذکر اهل‏بیت(علیهم‏السلام)، اثردفترفرهنگی فخرالأئمه(علیهم السلام)

کتاب از عاشورای حسینی تا عاشورای شیعه، اثر محمد اسفندیاری.

کتاب عزاداریهای نامشروع (ترجمه رسالة التنزیه لأعمال الشبیه)،اثرعلامه امین،ترجمه جلال آل احمد

کتاب قمه زنی؛ سنت یا بدعت؟، اثر مهدی مسائلی.

کتاب از شور تا شعور حسینی، اثر محمدتقی اکبرنژاد.

کتاب خون موعود، برگرفته از بیانات و آثار آیه الله میرجهانی و ایه الله مظاهری.

کتاب تراژدی کربلا، مطالعه جامعه شناختی گفتمان شیعه، اثر ابراهیم الحیدری.

کتاب عاشورا، عزاداری، تحریفات، مجموعه نوشته ها و مصاحبه ها.

...متن کامل معرفی این کتابها به همراه قسمت های جالبی از آنها را در ادامه همین مطلب ببیینید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 5:8  توسط عزادار حسینی  | 

فصل اول ـ اهمیت عزاداری برای سالار شهیدان(علیه‏السلام)

در بیان آیات و روایات، بیانات امام خمینی (قدس سره) و رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی)

 آیات و روایات

{ وَ مَن يُعَظِّم شَعائِرَ اللهِِ فَإِنَّها مِن تَقوَي القُلوبِ[1]}

و هرکس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانة تقوای دلهاست.

v  از امام صادق× نقل گردیده‏است که: امام حسین× به سوی پیامبراکرم| می‌آمد که حضرت به استقبالش شتافت و او را در دامان خویش نشاند و فرمود: همانا کشته شدن حسين× در دلهای مؤمنین حرارتي ایجاد کرده است که هرگز سرد نخواهد شد.  
سپس امام صادق× فرمود: پدرم فداي کسي که کشتة اشک‌های جاری است. گفتند: اي فرزند رسول‏الله! کشتة هر اشک روان يعني چه؟ فرمود: هيچ مؤمني او را ياد نمی‏کند مگر اين‌که اشک او جاری خواهد شد.[2]

v  امام صادق× فرمود: ... هیچ چشمی و هیچ اشکی نزد خدا محبوب‏تر از چشمی که بر او [امام حسین×] گریه می‏کند، نیست؛ و هیچ گریه‏کننده‏ای بر او گریه نمی‌کند، مگر اینکه با فاطمه زهرا÷ تقرب و پیوند برقرار کرده و او را شادمان می‏گرداند، و نیز با رسول‏الله پیوند برقرار و حق ما را ادا کرده باشد؛ و هيچ بنده‏ای محشور نمی‏شود مگر اينکه چشمانش گريان باشد، به‌جز گريه‏کنندگان بر جدّم حسين× که همانا محشور می‏شوند درحاليکه چشمانشان روشن است و بشارت به بدرقه‏شان می‏آيد و شادی از صورتشان نمايان است و در حالي که خلايق در هول و هراس و در معرض حسابند، آنها در امانند و زير عرش همصحبت حسين اند و در سايه عرش از بدی روز حساب بيمناک نيستند.       
 به آنها گفته می‏شود که وارد بهشت شويد، [اما آنها] ابا می‏کنند و همنشينی و همصحبتی با او را ترجيح می‏دهند؛ سپس حوريان و غلامان بهشتی در پی آنها فرستاده می‏شوند و [به آنها می‏گويند] که ما مشتاق شماييم؛ [اما ایشان] حتی سرهايشان را برای [ديدن] آنها بلند نمی‌کنند! بخاطر شادی و سروری که از مجالست با حسین× درک کرده و چشیده‌اند.[3]

v  امام صادق× مي‏فرمايند: اي عبدالله بن صنان! بافضیلت‏ترین عملی که در اين روز [عاشورا] به جا آورده مي‏شود، اين است که لباس تميزي را به تن کنی، دکمه‌هاي آن را باز کنی، آستين‏هایش را بالا بزنی و سر و پا برهنه باشی؛ همانند کساني که مصيبت‌زده‏اند.[4]

v  امام صادق× فرمود: کاملترين مؤمن از جهت ايمان کسي است که خُلق او نيکوتر و رقّت قلب او و گرية او بر ما اهل‏بيت بيشتر و شديدتر باشد، دوستي او با ما اهل‏بيت زيادتر، حزن و اندوه و سوزش دل او در مصيبت ما و موّدت و دوستي او براي ما بیشتر باشد.[5]

v  روايت شده زماني که نبي اکرم| به دخترش فاطمه÷ از شهادت فرزندش حسين و رنج‏‌هايي که بر او جاري مي‏شود خبر داد، فاطمه به شدت گریست و عرض کرد: اي پدر! اين [حادثه] چه زمانی رخ می‌دهد؟ فرمود: در زمانی که من و تو و علي نیستیم. پس گريه او (حضرت زهرا÷) شدت گرفت و عرض کرد: اي پدر! پس چه کسي بر او گريه خواهدکرد؟ و چه کسي عهده‌دار اقامه عزای او خواهد شد؟     
پيامبر| فرمود: اي فاطمه! به درستي که زنان امت من بر زنان اهل‏بيت من و مردانشان بر مردان اهل‏بيت من گريه خواهند کرد و هر سال، نسل اندر نسل عزای او را تجدید کرده و آن را زنده نگه می‌دارند.    
پس در قيامت تو زنان آنان و من مردانشان را شفاعت مي‏کنم و دست هر کس را که بر مصيبت‏هاي حسين× گريه کند، مي‏گيريم و او را وارد بهشت مي‏کنيم.
ای فاطمه! هر چشمي روز قيامت گريان است، مگر چشمي که بر مصيبت‏هاي امام حسين× گريان بوده است؛ پس صاحب این چشم در آن روز خندان است و به نعمت‌های بهشتی بشارت داده می‌شود.[6]

v  در حديث مناجات، حضرت موسي× عرضه مي‌دارد: پروردگارا! از چه رو امت محمد| را بر ديگر امت‌ها برتري دادي؟ خداوند متعال فرمود: آنها را بخاطر ده خصلت برتري دادم. موسي× عرضه داشت: آن خصلت‌ها که به آن عمل مي‏کنند، کدامند؟ [به من ياد بده] تا به بني اسرائيل فرمان دهم به آنها عمل کنند. خداوند متعال فرمود: نماز و زکات و روزه و حج و جهاد و نمارجمعه و نمازجماعت و قرآن و علم و عاشورا. موسي× عرضه داشت: پروردگارا ! عاشورا چيست؟ فرمود: گريه کردن و گرياندن بر سبط[7] محمد| و مرثيه و عزاداري برای مصيبت فرزندان مصطفي|. اي موسي! هيچ بنده‌اي از بندگان من در آن زمان بر فرزندان مصطفي| گريه نکند و يا نگرياند و عزادار نشود مگر اينکه بهشت از آن او خواهد بود و در بهشت ماندگار خواهد بود. و هيچ بنده‌اي يک درهم از مال خود را بخاطر محبت فرزند دختر پيامبرش به‌صورت اطعام و يا کار ديگري انفاق نکند مگر اينکه در سراي دنيا در برابر هر درهم، هفتاد درهم برکت مي‌دهم و در بهشت در عافيت خواهد بود وگناهانش آمرزيده می‌گردد.[8]

بیانات امام‏خمینی(قدس‏سره) و رهبر معظم انقلاب(مدظله‏العالی)

 

*       مجالس عزا از آن وقت به امر حضرت صادق (سلام‌الله‌عليه) و به سفارش ائمة هدي^، ما بپا مي‏كنيم اين مجالس عزا را.[9]

*    ملت ما قدر اين مجالس را بدانند، مجالسي است كه زنده نگه‌مي‏دارد ملت‏ها را، در ايام عاشورا زياد و زيادتر و در ساير ايام هم غير اين ايام متبركه، هفته‌هاست و جنبش‌هاي اين‌طوري هست. اگر بُعد سياسي اينها را بفهمند، همان غربزده‏ها هم مجلس به‌پا مي‏كنند و عزاداري مي‏كنند؛ اگر چنانچه ملت را بخواهند و كشور خودشان را بخواهند. من اميدوارم كه هر چه بيشتر و هر چه بهتر اين مجالس برپا باشد و از خطباي بزرگ تا آن نوحه‌خوان در اين تاثير دارد؛ [از] آن كه ايستاده پاي منبر، چند شعر مي‏گويد و چند شعر مي‏خواند، تا آن كه در منبر است و خطيب است، اينها هر دو در اين مسئله تاثير دارند، تاثير طبيعي دارند؛ گرچه خود بعضي اشخاص هم ندانند دارند چه مي‏كنند؛ مِن حَيثُ لايَشعُر.[10]

*    روضة سيدالشهداء براي حفظ مكتب سيدالشهداست. آن كساني كه مي‏گويند روضه سيدالشهداء را نخوانيد، اصلاً نمی‏فهمند مكتب سيدالشهداء چه بوده و نمی‏دانند يعني چه. نمی‏دانند اين گريه‏ها و اين روضه‏ها حفظ كرده اين مكتب را. الان هزار و چهارصد سال است كه با اين منبرها، با اين روضه‏ها و با اين مصيبت‏ها و با اين سينه زني‏ها ما را حفظ كرده‌اند؛ تا حالا آورده اند اسلام را... اين نقش، يك نقشي است كه اسلام را هميشه زنده نگه داشته، آن گلي است كه هي آب به آن مي‏دهند زنده نگه داشته، اين گريه‏ها زنده نگه‏داشته مكتب سیدالشهداء را، اين ذكر مصيبت‏ها زنده نگه داشته مكتب سیدالشهداء را.[11]

*    امام حسين(سلام‌الله علیه) با عده كم، همه چيزش را فداي اسلام كرد؛ مقابل يك امپراطوري بزرگ ايستاد و «نه» گفت. هر روز بايد در هر جا اين «نه» محفوظ بماند و اين مجالسي كه هست، مجالسي است كه دنبال همين است كه اين «نه» را محفوظ بدارد.[12]

*    اين [ذکر مصیبت امام حسین×] همان چشمه‌ى جوشانى است كه از ظهرِ روزِ عاشورا شروع شد؛ از همان وقتى كه زينب كبرى÷ - طبق نقلى كه شده است - بالاى «تلّ زينبيّه» رفت و خطاب به پيغمبر عرض كرد: «يا محمداه، صلّى عليك مليك السّماء هذا حسينك مرمّل بالدّماء، مقطّع الاعضاء، مسلوب العمامة و الرّداء... »[13] او خواندنِ روضه‌ى امام حسين× را شروع كرد و ماجرا را با صداى بلند گفت؛ ماجرايى كه مى‌خواستند مكتوم بماند. خواهر بزرگوار امام، چه در كربلا، چه در كوفه و چه در شام و مدينه، با صداى بلند به بيان حادثه‌ى عاشورا پرداخت. اين چشمه، از همان روز شروع به جوشيدن كرد و تا امروز، همچنان جوشان است. اين حادثه‌ى عاشوراست.[14]

*    اكنون بايد به نحو متعارف كه در طول قرون و اعصار عزادارى مى‌كرده‌اند و متدينين و علماء هم خود در آن شركت مى‌جسته‌اند، عزادارى كنند؛ يعنى تشكيل مجالس روضه‌خوانى و راه‌اندازى دسته‌جات و مواكب عزادارى كه داراى حال و حزن و شور محبت اهل‌بيت(عليهم‌الصلاةوالسلام) است، سعى كنند كه نوحه‌ها و شعرها و روضه‌خوانى‌ها، پرمغز و داراى مضامين صحيح و متكى به آثار وارده‌ى معتبره از ائمه^ يا علماى بزرگ باشد.[15]

*    من واقعاً مى‌ترسم از اين‌كه خداى ناكرده، در اين دوران كه دورانِ ظهور اسلام، بروز اسلام، تجلّى اسلام و تجلّى فكر اهل‌بيت(عليهم‌الصّلاةوالسّلام) است، نتوانيم وظيفه‌مان را انجام دهيم. برخى كارهاست كه پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دين نزديك مى‌كند. يكى از آن كارها، همين عزاداريهاى سنّتى است كه باعث تقرّبِ بيشترِ مردم به دين مى‌شود. اين‌كه امام فرمودند «عزادارى سنّتى بكنيد» به خاطر همين تقريب است. در مجالس عزادارى نشستن، روضه خواندن، گريه كردن، به سر و سينه زدن و مواكب عزا و دسته‌هاى عزادارى به‏راه‏انداختن، از امورى است كه عواطف عمومى را نسبت به خاندان‏پيغمبر، پرجوش مى‌كند و بسيار خوب است.[16]


[1]. حج، آیه 32

[2]. عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (عليه‏السلام) قَالَ نَظَرَ النَّبِيُّ (صلي‏الله‏عليه‏وآله) إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (عليه‏السلام) وَ هُوَ مُقْبِلٌ فَأَجْلَسَهُ فِي حِجْرِهِ وَ قَالَ إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً ثُمَّ قَالَ (عليه‏السلام) بِأَبِي قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَةٍ قِيلَ وَ مَا قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَةٍ يَا ابْنَ رسول‏الله قَالَ لَا يَذْكُرُهُ مُؤْمِنٌ إِلَّا بَكَى. (مستدرك‏الوسائل، ج 10، ص 318)

[3]. قَالَ أَبُوعبدالله (عليه‏السلام): ... مَا عَيْنٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ وَ لَا عَبْرَةٌ مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ وَ دَمَعَتْ عَلَيْهِ وَ مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ إِلَّا وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ وَ أَسْعَدَهَا عَلَيْهِ وَ وَصَلَ رسول‏الله (صلي‏الله‏عليه‏وآله) وَ أَدَّى حَقَّنَا وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُحْشَرُ إِلَّا وَ عَيْنَاهُ بَاكِيَةٌ إِلَّا الْبَاكِينَ عَلَى جَدِّيَ الْحُسَيْنِ (عليه‏السلام) فَإِنَّهُ يُحْشَرُ وَ عَيْنُهُ قَرِيرَةٌ وَ الْبِشَارَةُ تِلْقَاهُ وَ السُّرُورُ بَيِّنٌ عَلَى وَجْهِ وَ الْخَلْقُ فِي الْفَزَعِ وَ هُمْ آمِنُونَ وَ الْخَلْقُ يُعْرَضُونَ وَ هُمْ حُدَّاثُ الْحُسَيْنِ (عليه‏السلام) تَحْتَ الْعَرْشِ وَ فِي ظِلِّ الْعَرْشِ لَا يَخَافُونَ سُوءَ يَوْمِ الْحِسَابِ يُقَالُ لَهُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ فَيَأْبَوْنَ وَ يَخْتَارُونَ مَجْلِسَهُ وَ حَدِيثَهُ وَ إِنَّ الْحُورَ لَتُرْسِلُ إِلَيْهِمْ إِنَّا قَدِ اشْتَقْنَاكُمْ مَعَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِينَ فَمَا يَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ إِلَيْهِمْ لِمَا يَرَوْنَ فِي مَجْلِسِهِ (عليه‏السلام) مِنَ السُّرُورِ وَ الْكَرَامَةِ. (مستدرك‏الوسائل، ج 10، ص 314)

[4]. قال ابي عبدالله جعفر بن محمد ... إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَأْتِي بِهِ فِي هَذَا الْيَوْمِ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى ثِيَابٍ طَاهِرَةٍ فَتَلْبَسَهَا وَ تَتَسَلَّبَ قَالَ وَ مَا التَّسَلُّبُ قَالَ تُحَلِّلُ أَزْرَارَكَ وَ تَكْشِفُ عَنْ ذِرَاعَيْكَ كَهَيْئَةِ أَصْحَابِ الْمَصَائِبِ. (بحارالأنوار، ج 98، ص 304)

[5]. حضرت آیت‌الله میرجهانی طباطبایی(طاب ثراه)، البکاء للحسين(عليه‏السلام)، ص 68

.[6] رُوِيَ أَنَّهُ لَمَّا أَخْبَرَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و اله ابْنَتَهُ فَاطِمَةَ بِقَتْلِ وَلَدِهَا الْحُسَيْنِ وَ مَا يَجْرِي عَلَيْهِ مِنَ الْمِحَنِ بَكَتْ فَاطِمَةُ بُكَاءً شَدِيداً وَ قَالَتْ يَا أَبَهْ مَتَى يَكُونُ ذَلِكَ قَالَ فِي زَمَانٍ خَالٍ مِنِّي وَ مِنْكِ وَ مِنْ عَلِيٍّ فَاشْتَدَّ بُكَاؤُهَا وَ قَالَتْ يَا أَبَهْ فَمَنْ يَبْكِي عَلَيْهِ وَ مَنْ يَلْتَزِمُ بِإِقَامَةِ الْعَزَاءِ لَهُ فَقَالَ النَّبِيُّ يَا فَاطِمَةُ إِنَّ نِسَاءَ أُمَّتِي يَبْكُونَ عَلَى نِسَاءِ أَهْلِ بَيْتِي وَ رِجَالَهُمْ يَبْكُونَ عَلَى رِجَالِ أَهْلِ بَيْتِي وَ يُجَدِّدُونَ الْعَزَاءَ جِيلًا بَعْدَ جِيلٍ فِي كُلِّ سَنَةٍ فَإِذَا كَانَ الْقِيَامَةُ تَشْفَعِينَ أَنْتِ لِلنِّسَاءِ وَ أَنَا أَشْفَعُ لِلرِّجَالِ وَ كُلُّ مَنْ بَكَى مِنْهُمْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ أَخَذْنَا بِيَدِهِ وَ أَدْخَلْنَاهُ الْجَنَّةَ يَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِيمِ الْجَنَّةِ (بحارالأنوار، ج 44، ص ‏37)

[7]. نوة دختری

.[8] مستدرك‏الوسائل، ج 10، ص 319

[9]. صحيفه نور، ج 10، تاريخ 30/7/58

[10]. صحيفه نور، ج 16، تاريخ 30/3/61

[11]. صحيفه نور، ج 15، ص 203، تاريخ 4/8/60

[12]. صحيفه نور، ج 10، تاريخ 30/7/58

[13]. وا محمدا! که درود فرشتگان همواره بر تو باد! این [پیکر] حسین توست که در خون غلتیده و اعضایش از هم جدا شده و ردا وعمامه اش به غارت رفته است... (اللهوف علی قتلی الطفوف، ص 133)

[14]. بيانات در جمع روحانيون استان كهگيلويه و بويراحمد در آستانه‌ى ماه محرّم 17/3/73

[15]. پاسخ به نامه‌ى امام جمعه‌ى اردبيل حجت‏الاسلام والمسلمين آقاى مروج 27/3/73

[16]. بيانات در جمع روحانيون استان كهگيلويه و بويراحمد در آستانه‌ى ماه محرّم 17/3/73

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 5:3  توسط عزادار حسینی  | 

مقدمه چاپ ششم..... 1  (این فصل جدید است)

 فصل اول ـاهمیت عزاداری برسالارشهیدان(علیه‏السلام).....3  (این فصل جدید است)

     آیات و روایات........... 4

     بیانات امام‏خمینی(قدس‏سره) و رهبر معظم انقلاب(مدظله‏العالی).......... 8

 فصل دوم ـ تاریخچة قمه زنی......... 11

     1. قمه‏زنی چیست؟........12

     2. پیدایش قمه‏زنی......... 14

         الف- ورود قمه‏زنی به ایران در زمان صفویان و جریان‏فداییان.......... 16

          ب- رواج قمه‏زنی در دوران قاجار......... 19

     3. نقش استکبار در ترویج و بهره‏برداری از قمه‏زنی......... 22

          الف- نقش استعمار انگلیس........... 22

          ب- نقشة سيا در رابطه با فرهنگ عاشورا ..........24

فصل سوم ـ سیر تاریخی مقابلة علما با انحرافات عزاداری....... 27

     1. موج اول؛ مبارزة علامه سیدمحسن‏امین(رحمه‏الله).......... 30

     2. موج دوم؛ مقابله حضرت امام خمینی(قدس سره)......... 33

     3. موج سوم؛ حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب(مدظله‏العالی)...... 37

‏فصل چهارم ـ علل صدورفتوای عدم جواز قمه زنی ازسوی علما..43 (این فصل تغییر یافته)

     1. وهن بودن قمه زنی............. 44

          الف- فتاوی مراجع تقلید........... 44

          ب- سایر علما ............47

     2. غیر منطقی و غیر قابل پذیرش بودن.......... 53

     3. عدم وجود سند شرعی برای قمه‏زنی و خرافی و بدعت بودن آن........... 56

          الف- فتاوی مراجع تقلید......... 56

          ب- سایر علما.......... 58

     4. اضرار و ایذاء...... 61

          الف- فتاوی مراجع تقلید...... 61

          ب- سایر علما....... 62

     5. لزوم تبعیت از حکم ولیّ فقیه در حرمت قمه زنی..... 65

          الف- فتاوی مراجع تقلید.... 65

          ب- سایر علما.... 66

فصل پنجم) ـ 25 پرسش  و پاسخ ازعلما و صاحب‏نظران دربارة سؤالات رایج در موضوع قمه‏زنی...... 73   (این فصل جدید است)

فصل ششم ـ چند کتاب خواندنی در موضوع عزاداری...... 104  (این فصل جدید است)

     مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید...... 105

     هیئت؛ فضیلت و آیین مجالس ذکر اهل‏بیت(علیهم‏السلام)..... 106

     از عاشورای حسینی تا عاشورای شیعه..... 107

     عزاداریهای نامشروع (ترجمه رسالة التنزیه لأعمال الشبیه)..... 108

     قمه زنی؛ سنت یا بدعت؟.... 109

      از شور تا شعور حسینی...... 110

     خون موعود..... 111

     تراژدی کربلا، مطالعه جامعه شناختی گفتمان شیعه..... 112

     عاشورا، عزاداری، تحریفات..... 113

فصل هفتم ـ مروری‏اجمالی بر سوءاستفادة‏دشمنان‏تشیع ازمسألة‏قمه‏زنی... 115-132

 

مقدمه چاپ ششم را باهم بخوانیم...

اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا شَيْناً جَرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ مَوَدَّةٍ وَ ادْفَعُوا عَنَّا كُلَّ قَبِيحٍ.[1]

امام حسن عسگری× فرمود: تقوای الهی را رعایت کنید و زینت ما باشید؛ نه مایه ننگ ما. با رفتار خود همة محبت‏ها را به سوی ما جلب کنید و [با رفتار مناسب خود] هر [نسبت] ناروایی را از ما دور کنید.

آنچه ائمه هدی از محبین و شیعیان خود انتظار دارند، هدایت همة ارادت‏ها و دوستی‏ها به سوی آنها و دفع هر قبیحی از ساحت قدسی آن انوار تابناک الهی است.ارادت قلبی و ابراز احساسات خالصانه دوستداران اهل‏بیت به محضر آن بزرگواران در طول قرون و اعصار، موجب شده جهانیان رفتار و منش ما را وسیلة شناخت بزرگان دینمان بدانند. از این‏ روست که دشمنان مکتب اهل بیت نیز مترصد به دست آوردن نمونه‏هایی از رفتارهای ما هستند که بتوانند با عرضة آن به افکار عمومی دنیا، نفرت و انزجار عمومی را بر ضد الگوهای دینی ما ـ علیهم صلوات‏الله ـ برانگیزند. لذاست که می بینیم اکثر پایگاه‏های اینترنتی و شبکه‏های تبلیغاتی استکباری از تصاویر شیعیانی که با رفتارهایی مثل قمه‏زنی، چهار دست و پا رفتن و... قصد عرض ارادت به امام حسین× را داشته اند، سوءاستفاده و شیعیان را انسان‏هایی متوحش، غیرمنطقی و خشونت‏طلب معرفی کنند و جنایات خود را در کشورهای شیعی تلاش برای کنترل و نظم‏بخشی جامعه‏ای غیرمتمدن و بدوی نشان می‏دهند.

از سوی دیگر، سایت‏های تبلیغی مسیحیت و وهابیت با ارائة این تصاویر، ذهن مخاطب را از فرصت فکر کردن به پذیرش مذهب متعالی و مترقی تشیّع دور نگه می‏دارند.این مجموعه  ثمرة تلاشی است برای شناخت تاریخچه، سیر تطورات و زمینه‏های موضع‏گیری فقهی و اجتماعی علما در مورد قمه‏زنی و در آخر ارائة نمونه‏هایی از سوءاستفادة دشمنان تشیع از آن.استقبال گستردة علاقمندان به نشر فرهنگ عاشورا از این مجموعه، علیرغم محدودیت توان تهیه کنندگان در پاسخگویی به درخواستهای مکرر افراد، مجموعه‏های فرهنگی، نهادها و دستگاههای مذهبی، زمینه‏ساز انتشار پنج چاپ از این کتاب ـ با حمایت ارزشمند اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم ـ در مدت‏زمانی کوتاه شد.

ترجمة سریع آن به چند زبان زندة دنیا و دهها هزار مراجعه به سایت دست پنهان و لینک‏دادن دهها پایگاه اطلاع‏رسانی به آن، نشانگر لطف الهی و نزول برکاتی است که منشأ آن را ویژگی‏های خاص این مجموعه نمی دانیم؛ بلکه نیاز وافر جامعه و آمادگی مردم برای پذیرش استدلال محکم و تهی بودن فضا از محصولات قوی و پاسخگو، علت این‏گونه استقبال‏هاست.امید که بصیرت دینی عزاداران حسینی و ارادتمندان آستان نورانی ائمة هدی^ موجب جلب رضای صاحب عزای واقعی، حضرت ولی‏عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و زمینه‏ساز ظهور حضرتش گردد. دفتر فرهنگی فخرالأ ئمه(علیهم‏السلام) ذیحجه ‏الحرام 1430

[1]. بحارالأنوار، ج 75، ص 372

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 4:57  توسط عزادار حسینی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

متن فتاواي مراجع وعلما’شيعه عليه بدعتهاي عزاداري ازصدسال پيش تاکنون

با اميد به خداي بزرگ وبه مناسبت ايام با سعادت عاشوراي حسيني این مطلب وبلاگ را به فتاواي علماي فهيم اسلام در تحريم بدعت ها و خرافات در عزاداري اختصاص مي دهم تا دينم را به حسین بن علی علیه السلام ادا کنم.

هيچ چيز عوض نشده است. هنوز هم کل يوم عاشوراست وکل ارض کربلا. هنوز هم نداي مظلومانه هل من ناصرينصرني حسين بن علي(عليه السلام) طنين انداز است و حسين(عليه السلام)، به دنبال حاکميت دين در تمام عرصه هاي حيات بشري است. هنوز هم در يک سو اسلام ناب محمدي است و در ديگر سو اسلام آمريکايي و اموي. در فضاي مبارک محرم، بهترين فرصت براي ماست که بيانديشيم و اهداف نهضت حسيني را در زمانه خود پي گيريم و با تحريفات و بدعت ها و کجي ها مبارزه کنيم و  اسلام اصيل را به نسل خود معرفي کنيم که پر از جذابيت و معنويت و عقلانيت است. امروز هم خط نفاق و مشرکان و کفار به دنبال نابودي خط ولايت و به مسلخ کشيدن دوباره نائبان امام غائب(عليه السلام) هستند. در اين نبرد هميشگي تاريخ،  از سويي علويون حسيني هستند که واجد چنين ويژگي هايي هستند:- گوش به فرمان ولي حکومت حق هستند ودرغياب ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه)، تابع نائبان برحقش(فقها) هستند نه طاغوت ها ومنافقان. - در هر شرايطي به دنبال رضاي خداوندگار خويشند، نه تابع جو اجتماعي و حرف مردم و خوشامد ديگران.- با تامل در طريق باطل و دشمن شناسي، مواظب اعمال و رفتار خود هستند. - از ظالم نمي هراسند و محافظه کار و سازشکار و فرصت طلب و فريبکار نيستند.- اهل گناه و کبر و غرور و خودنمايي و شهوت و شهرت و قدرت و... نيستند.- دينداري آنها تقليدي و جاهلانه و خرافي نيست؛ بلکه عاقلانه و با معرفت و مدبرانه است.... و در ديگرسو اسلام آمريکايي و اموي است که ممزوج با خرافات و جهل و فريبکاري و استحمار توده ها، در پي منافع مادي خود مي رود. آنان که در مسير ولايت الهي و  مراجع دين و شريعت شيعي نيستند، حتي با عزاداري هاي ممزوج با سنن جعلي و تقليدي خود، بهانه به دست مريضان و دشمنان اسلام مي دهند. بدعت ساختگي قمه زني، باعث شده است که دشمنان اسلام در سايت ها و نشريات خود، حيوانات را برتر از مادران شيعه اي بدانند که بر سر بچه هاي خود قمه و تيغ مي کشند!(در وبلاگ azadary.blogfa.com به طور مفصل اصل انگليسي و عربي و ترجمه و نقد برخي از اين تبليغات ضدشيعي موجود است.) دشمنان اسلام با انداختن عکس هايي از جاهلان قمه زن و تيغ زن، کل شيعيان را تشنگان خون (blood  thirsty) مي نامند! آنان با تمسک به عکس اندکي از شيعيان غافل، به همه آنها لقب بي تمدن و وحشي و عقب افتاده و تروريست و خشن و بي منطق و مرده پرست مي دهند! به راستي اگر عزاداري هاي ما مملو از مجالس سخنراني  و عزاداري هاي عاقلانه و به دور از بدعت هاي جعلي و خرافي بود، باز هم دشمنان، اينچنين بهانه اي، براي سرکوب کردن تبليغاتي شيعه و اسلام و خدا و پيامبرش داشتند؟ به راستي که چه زيبا فرمود امام ما که :«اي شيعيان! براي ما زينت و مايه سرافرازي باشيد نه مايه ننگ ما!» و چه نيکو فرمود آن مرجع تقليد دورانديش که: «شيعيان بايد با مراسم عزاداري، کاري  زينبي کنند؛ يعني با منطق اسلام توام باشد و از هرگونه حرکتي که اين دين مقدس را بي منطق قلمداد نمايد، منزه باشد و عزاداران محترم و متعهد  به جاي اينكه قمه را برفرق خود بكوبند در فكر آن باشند که قمه را بر سر دشمنان اسلام بكوبند. دشمناني كه اراضي آنان را اشغال و در فكر تضعيف آنان مي باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزي با ترفند جديدي حيات اسلامي آنان را به مخاطره مي اندازند.»در اين مختصر، برآنيم که به صورت مستند و بعضا با آوردن اصل دستخط مراجع و زعماي دين، حرمت برخي بدعت ها در عزاداري را به روشني بيان کنيم تا بهانه اي براي کسي باقي نماند و غبار دروغ هايي که به برخي مراجع بسته اند را بزداييم. اميد که با مطالعه دقيق و عميق اين جزوه، در پي فهم اسلام ناب باشيم. شما هم به سهم خود، اين مکتوب گرانبها را در اختيار ديگران قرار دهيد که به رسالت الهي خود در ابلاغ آشکار پيام زيباي الهي، عمل کرده باشيد.   

  فتاواي مراجع وعلمادرمبارزه بابدعتها وقمه زني وتيغ زني ازصدسال پيش تاکنون

 1-آيه الله سید ابوالحسن اصفهاني: در گذشته چون در ديد برخى‏غير مسلمانان تاثير سوء داشت،برخى علما به حرمت زنجير زدن و قمه زدن و خون ازسر و پشت‏خويش جارى کردن فتوا دادند.در مقابل آنان نيز علماى ديگرى در پاسخ به‏استفتاهاى مردم، حکم به جواز دادند.اين مساله،بارها در گذشته منشا کشمکشهاى‏مذهبى گشته است.از جمله آية الله سيد ابو الحسن اصفهانى فتوا به حرمت داد و سيدمحسن امين از او انتقاد کرد و اين مساله به مطبوعات و مجلات آن روزگار کشيده شد واز آن پس بازار استفتاء و افتاء داغ شد و مجموعه‏هايى نيز که حاوى اين نظرات فقهى بود،منتشر گرديد.نظير آن سبت‏به قمه زنى هم در تاريخ معاصر وجود دارد. 

متن يکي از فتاواي ايشان: "ان استعمال السيوف و السلاسل و الطبول و الابواق و مايجري اليوم امثاله في مواكب الغرا بيوم عاشوراانما هو محرم و هو غيرشرعي." يعني :"به کار بردن شمشيرها (قمهزني) و زنجيرها و طبل ها و بوق ها و کارهايي مانند اين امور که امروزه در دسته هاي عزاداري و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غير شرعي است."

    اين فتوا نيز موجب اختلافات و سر و صداي شديدي شد و برخي از وعاظ در سخنراني هاي خود آيت الله اصفهاني را به سختي مورد انتقاد و حتي اهانت قرار دادند. ولي وي هرگز حاضر نشد از فتوا و عقيده خود دست بردارد و خوشايند جاهلان و بي خردان سخن بگويد.

منبع:موسوعة العتبات المقدسه،ج8،ص378(پاورقى) با نقل:فرهنگ عاشورا صفحه198 جوادمحدثى.

منبع فتواي ايشان: دايره المعارف تشيع ج۲ ص ۵۳۱. و همچنين اعيان الشيعه ج۱۰ ص ۳۷۸. و همچنين تاريخ سياسي عراق معاصر نوشته استاد حسين شبر ج۲ ص ۳۴۰ . و همچنين هکذا عرفتهم نوشته حعفر الخليلي ج۳ ص ۲۰۷.

 2- حضرت امام خميني(ره): در شرايط و اوضاع كنوني از قمه زدن خودداري شود و عزاداري و سينه زدن مانعي ندارد.     (استفتاءات امام، ج 3، سؤالات متفرقه، س 37)

3-حضرت آيت الله خامنه اي:  قمه‏زنى علاوه بر اينكه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏شود و سابقه‏اى در عصر ائمه(ع) و زمان‏هاى بعد از آن ندارد و تأييدى هم به شكل خاص يا عام از معصوم(ع) در مورد آن نرسيده است در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏شود؛ بنابراين در هيچ حالتى جايز نيست. و چنانچه در اين مورد نذرى وجود داشته باشد، نذر واجد شرايط صحّت و انعقاد نيست. (اجوبة الاستفتاءات، س 1461)

 4-حضرت آيت الله اراكي:  دستور ولي امر مسلمين مبني بر جلوگيري از اعمال خرافي درعزاداري محرم لازم الاطاعه است.  منبع: پيرامون عزاداري عاشورا٬ دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم٬ ص۳۷

5-حضرت آيت الله مكارم شيرازي: بر عزاداران عزيز لازم است از كارهايي كه موجب وهن مذهب مي گردد و يا آسيبي به بدن آنها وارد مي  كند خودداري كنند. (makaremshirazi.org ، کلمه قمه زنى)

 6- حضرت آيت الله ميرزا جواد تبريزى: عزادارى خامس آل عبا از مهم‏ترين شعائر دينى و رمز بقاى تشيع مى‏باشد؛ولى بر عزاداران عزيز لازم است از كارهايى كه موجب وهن مذهب و سوء استفاده دشمنان اسلام و اهل بيت(ع) مى‏شود، اجتناب كنند. (استفتاءات، س2003 و 2012 و 2014) 

همچنين: ايشان در چند جاي ديگر در اين رابطه فتاوي دارند از جمله:

*"عزاداري بايد طوري باشد که موجب وهن بر شيعه نباشد."منبع: استفتائات جديد، ص456.

*"داخل بودن اين اعمال در عزاداري امام حسين عليه السلام جاي تامل دارد."منبع: طريق النجاه، ميرزا جواد تبريزي، ج2، ص445.

*"داخل بودن قمه زني در عزاداري سيدالشهداء عليه السلام و اهل بيت و اصحاب ايشان سلام الله عليهم، ثابت نيست؛ پس بر همه مومنين لازم است که انچه به عنوان گونه اي عزاداري محرز و ثابت است اختيار نمايند، همچون گريه نمودن و سينه زني و برپا نمودن دسته هاي عزاداري و حرکت ان تاحد امکان به سوي اماکن عمومي براي عزاداري. خداوند شما را در خدمت به اهل بيت عليهم السلام موفق دارد و جزاي خير در دنيا و اخرت بدان دهد. " منبع: متن دستخط و متن عربي اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص155 و 156 موجود است.  

7-حضرت آيت الله حسين نوري همداني:  مکتب سالار شهيدان حضرت ابي عبد الله عليه السلام، مکتب امر به معروف و نهي از منکر و چشمه جوشان ارزشهاي اسلامي است و تاريخ خونبار عاشورا هميشه با آفريدن حماسه ها و موج ها و با به حرکت در آوردن احساسات و عواطف، الهام بخش کليه نهضت ها و قيام هايي که عليه ظالمان و جباران روزگار صورت گرفته، بوده است... اين خاطره به جوش آورنده  خونهايي است که در دل علاقه مندان اين مکتب موج مي زند. مخصوصا در جهان کنوني که دشمنان اسلام از اسلام سيلي خورده و منافع نامشروع خود را از دست رفته مي بينند، در فکر انتقام گرفتن از اسلام ناب محمدي هستند، لذا لازم است (شيعيان) با مراسم عزاداري کار زينبي بکنند يعني با منطق اسلام توام و از هرگونه حرکتي که اين دين مقدس را بي منطق قلمداد نمايد، منزه باشد و عزاداران محترم و متعهد  به جاي اينكه قمه را فرق خود بكوبند در فكر آن باشند، قمه را بر سر دشمنان اسلام كه اراضي آنان را اشغال و در فكر تضعيف آنان مي باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزي با ترفند جديدي حيات اسلامي آنان را به مخاطره مي اندازند، بكوبند.  (نورى، استفتاءات، ج 2، س 597.) 

 8-حضرت آيت الله جوادي آملي: چيزي كه مايه وهن اسلام و پايه هتك حرمت عزاداري است جايز نيست، انتظار مي رود از قمه زني و مانند آن پرهيز شود. منبع: متن دستخط و متن عربي اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص۱۸۰موجود است.

 9-حضرت آيت الله علي مشكيني: بعد التسليم و التحيه امور مذکور فوق بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضي از آنها ذاتا محرم است مسلمين بايد از وارد کردن آنها در مراسم تعزي حضرت حسين عليه الصلاه و السلام که يکي از عبادات است جدا خودداري نمايند علاوه آنکه  عزاداري آن حضرت عمل سياسي است پس بايد ازمخلوط شدن کارهايي که جنبه سياسي آن را مخدوش و يا عنوان خرافيت و وهن اسلام مي بخشد اجتناب نمود گذشته از اينها اعمال فوق مورد نهي مقام معظم ولايت امر مسلمين قرار گرفته و حکم معظم له واجب الاتباع است ...منبع: متن دستخط و متن عربي اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص۱۷۹موجود است.

 10-حضرت آيت الله حسين مظاهري: چون مقام معظم رهبري فرموده اند كه در عزاداري ها قفل و قمه زدن و مانند اينها نباشد، پيروي از امر ايشان برهمه واجب است.  منبع: متن دستخط و متن عربي اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص۱۵۸موجود است. 

11-حضرت آيت الله فاضل لنکراني:  با توجه به گرايشى كه نسبت به اسلام و تشيع بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در اكثر نقاط جهان پيدا شده، و ايران اسلامى به عنوان امّ القراى جهان اسلام شناخته مى شود، و اعمال و رفتار ملت ايران به عنوان الگو و بيانگر اسلام، مطرح است لازم است در رابطه با مسايل سوگوارى و عزادارى سالار شهيدان حضرت ابى عبدالله الحسين (عليه السلام)به گونه اى عمل شود كه موجب گرايش بيشتر و علاقمندى شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وى گردد. پيداست در اين شرايط، مسأله قمه زدن نه تنها چنين نقشى ندارد، بلكه به علّت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچگونه توجيه قابل فهم مخالفين، نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است شيعيان علاقمند به مكتب امام حسين (عليه السلام) از آن خوددارى كنند. و چنانچه در اين مورد نذرى وجود داشته باشد، نذر واجد شرايط صحّت و انعقاد نيست.(جامع‏المسائل، ج، س 2173.1)   

 12-حضرت آيت الله اسماعيل صالحي مازندراني: باسمه العليم. از منابع فقه چه لبيه و چه لفظيه بالخصوص او بالاطلاق او العموم جواز و اباحه قمه زنى فضلا از رجحان آن در مراسم عزادارى سالار شهيدان امام حسين‏عليه السلام مستفاد نمى‏گردد، بلكه مقتضاى ادله و عناوين ثانويه حرمت و عدم جواز است لذا اجتناب از آن واجب و لازم است. برادران ايمانى مى‏دانند كه قمه را بايد بر فرق قمه كشان خائن و قداره بندان جانى زد .(محرم الحرام 1415 - خرداد 1373)

 13-حضرت آيت الله حسين راستي كاشاني: بر همه مؤمنين واجب است از اينگونه امور اجتناب نمايند و با پيروي از رهبري و وحدت كلمه، دشمنان اسلام را از آسيب رساندن به اسلام و مسلمين مأيوس گردانند. 

 14-حضرت آيت الله ابراهيم اميني: با توجه به اينكه مشروعيت امور فوق به اثبات نرسيده و در شرايط كنوني موجب وهن مذهب شيعه مي شود، اجتناب از آن بر عزاداران امام حسين(ع) لازم است. « با اينکه عزاداري براي سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام يک عبادت و موجب تقرب به خداي سبحان است  و ائمه معصومين عليهم السلام در اين باره تاکيد دارند لکن بر علاقه مندان به اهل بيت واجب است از انجام امور فوق اجتناب نمايند زيرا اولا امور مذکور در بين عرف مردم به عنوان عزاداري نرسوم نيست و حکم به استحباب و مشروعيت آنها بدون وجه است ثانيا در اوضاع و شرايط کنوني جهان امور مذکور از خرافات به شمار مي رود و موجب وهن شيعه مي باشد و ثالثا مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي دامت براکاته از انجام اين قبيل امور نهي شديد فرموده اند و اطاعتاز معظم له بر همه شيعيان و پيروان ولايت فقيه لازم و مخالفت با آن حرام است بدين جهت از عموم شيعيان انتظار مي رودکه در انجام مراسم عزاداري از اين قبيل امور اجتناب نمايند خدا ما را از شيعيان راستين امام حسين عليه السلام قرار دهد »

15- حضرت آيت الله شرعي:مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي مدظله العالي حماسه عاشوراي حسني را يکي از شاخص هاي قوي و توانمند مبارزات اصيل شيعي مي دانند و به استناد تاريخ ثبت شده و متقن کربلا و روايات رسيده از معصومين صلواه الله عليهم اجمعين اقامه عزاي سالار شهيدان را افضل قربات دانسته و تاکيد شديد بر آن دارند ايشان مي فرمايند حرکت هاي سني عاشورا مي بايست بيانگر و تقويت کنند پيام جهاد ايثار شهادت و ترجمان اسلام و مکتب باشدقمه زني و قفل زني و ... يک فرآيند ناموزون و ناهماهنگ با اهداف اصيل و ارزشهاي عظمي است که موجب وهن مکتب عاشورايي است در اين ارتباط بر آحاد عزاداران و عاشوراييانواجب است فرمان و حکم ولي امرمسلمين جهان را  اطاعت نمايند بديهي است سهل انگاري و عدم اطاعت مبغوض حضرت حق متعالي است

 16-حضرت آيت الله سيدحسن طاهري:موارد فوق رامعظم له نهي فرموده اند بنابراين بايد اجتناب شود. 

 17-حضرت آيت الله سيد جعفر كريمي: پرداختن بدينگونه امور به بهانه عزاداري شرعاً حرام است و مخالفت حكم ولي امر مسلمين در اين باره مخالفت با امام زمان(عج) است.  اقامه عزاي حضرت سيدالشهداء ابي عبدالله الحسين و ياران و اصحاب باوفايش عليهم السلام از اعظم قربات الي الله تعالي است ولي انجام اموري مانند قمه زني و قفل بستن به بدن و خراشيدن و خون آلوده کردن سر و صورت و سينه خيز رفتن براي زيارت و امثال آن به نام و عنوان عزاداري با توجه به اينکه هيچگونه تاييد و اشاره اي در رابطه با اينگونه امور از سوي معصومين عليهم السلام و يا از سوي اصحاب و حواريين آنان نرسيده است و سابقه از آن از فقها عظام اقدمين رضوان الله تعالي عليهم بدست نيامده است و در زمان حاضر موجب وهن مذهب حق در انظام عموم و سبب اتهام فرقه ناجيه اثنا عشريه به خرافي گري است به هيچ وجه صورت شرعي ندارد 

  18-حضرت آيت الله سيد محسن خرازي: در موارد فوق الذكر اطاعت و پيروي از ولي فقيه و حاكم اسلامي لازم و واجب است.

  19-حضرت آيت الله عباس محفوظي: از آنچه كه موجب وهن است بايد پرهيز شود و اطاعت ولي امر مسلمين لازم است. 

20-حضرت آيت الله محسن حرم پناهي: اطاعت از احكام ولي فقيه واجب است.

 21-حضرت آيت الله محمد يزدي: اطاعت از حكم ولي امر مسلمين بر همه لازم است و تخلف آن معصيت و گناه و متخلف معاقب خواهد بود.  « بسياري از مذکورات خلاف شرع بين و حرام است

 و برخي جزء بدع يا موجب وهن مذهب و تضعيف اسلام است گذشته از آنکه اطاعت از حکم ولي امر

 مسلمين حضرت آيت الله خامنه ايبر همه واجب و لازم است و تخلف از آن معصيت و گناه است

 و متخلف معاقب خواهد بود و نظر ديگر نمي تواند حکم ولي امر را جايز التخلف کند چه آنکه حق حکم منحضر به ولي امربالفعل است و فتوي ناقض حکم نيست »

   22- حضرت آيت الله حسن تهراني: اطاعت از حكم مقام معظم رهبري لازم الامتثال است. 

23-حضرت آيت الله محمد مؤمن: اطاعت احكام ولي فقيه واجب است.

 24- حضرت آيت الله محمد ابراهيم جناتي: از انجام اين كارهاي ناشايست، وهن آور، نسنجيده و خرافي كه در مباني فقهي و پايه هاي شناخت احكام شرعي ريشه ندارد و موجب لكه دار شدن چهره برجسته و درخشان دين و تشيع است، پرهيز شود.      

25- حضرت آيت الله احمد آذري قمي:سرپيچي از اطاعت مقام معظم رهبري،گناه كبيره و موجب ضعف حكومت مقدس اسلامي است و به نذرهايي كه قبلاً انجام گرفته وفا واجب نيست ، بلكه حرام است.

26- حضرت آيت الله سيد محمد ابطحي:از كارهايي كه موجب وهن مذهب است بايذد اجتناب شود و آنچه كه ولي فقيه دستور دادند واجب الاتباع ميباشد.

27- حضرت آيت الله مهدي حسيني روحاني:ولي امر مسلمين از اين امر نهي فرمودهاند و اطاعت معظمله واجب است.

28- حضرت آيت الله آيت الله استادي:با توجه به بيانات مقام معظم رهبري دامت برکانه لازم است ارادتمندان به حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام در مراسم عزاداري از شيوه هايي استفاده کنند که تهظيم شعائر الله باشد و از کارهايي که به فرموده معظم له موجب وهن مذهب است جدا خودداري نمايند اميد است همگي مورد لطف و عنايت حضرت سيدالشهداء عليه السلام باشيم»

29- حضرت آيت الله احمدي ميانجي:عملي که موجب وهن مذهب شود جايز نيست همانطور که فرموده اند اگر فقهاء عظام رحمه الله عليهم اجمعين گاهي در فتاوي بشرط عدم ضرر به نفش تجويز نموده اند،  قطع نظر از عنوان وهن مذهب بوده است و همچنين کارهايي که به نحوي عقيده شيعه  در دنيا معرفي مي شود ولو اينکه عامل چنين قصدي ندارد باز به عنوان بدعت حرام مي شود،  علاوه بعد از حکم ولي امر مسلمين ديگر جاي اين سوال نيست و اطاعت معظم له واجب است.

30 - حضرت آيت الله راستي کاشاني: «بعد الحمد و الصواه ، اقامه عزاي حضرن ابي عبدلله الحسين سيد الشهداء عليه السلام از افضل قربات الي الله تعالي و موجب تجديد حيات اسلام و ايمان است و بر مومنين است هرچه با شکوه تر آن را برگزار نمايند و از هر اموري که موجب وهن اسلام و دست آويزدشمنان اسلام است اجتناب کنند امروز که روز حاکميت اسلام است و رهبر عظيم الشان انقلاب ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي دام ظلله العالي از قمه زدن و نظاير آن نهي نمي فرموده اند و اشتکبار جهاني از هيچ توظئه اي عليه اسلام و امت اسلام و ايجاد تفرقه در صفوف مسلمين فرو گذار نمي کند بر همه مومنين واجب است  از اينگونه اموراجتناب کنند و با پيروي از رهبري و وحدتکلمه دشمنان اسلام و مسلمين را مايوس گردانند  خداوند متعال همه را از عزاداران اهل بيت عصمت و طهارت  عليهم السلام و انصار حضرت ولي الله اعظم امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار دهد»

31- حضرت آيت الله ملکوتي: عزاداري حضرت سيد الشهداء سبط رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم بايد لايق و شايسته به آن امام بزرگوار باشد و موجب وهن و تضعيف اسلام ومذهب تشيع نباشد بلکه مثل قيام آن حضرت باعث بقاء و عزت اسلام و مسلمانان بوده و عاريو منزه از هرگونه بدعت و خرافات باشد

32 حضرت آيت الله مقتدايي: با اسقرار جمهوري اسلامي ايران و تشکيل حکومتاسلامي بر اساس قرآن و وحي توجه همه ملتها و دولتها به اسلام جلب و احکام نوراني و مترقي اسلام مورد مداقه صاحب نظران قرار گرفته و مي رود تا همانند خورشيدي تابان در سطح جهان بسط پيدا کند؛ لذا دشمنان اسلام که حقيقت و موجودي خود را در خطر مي بينند در مقام هستند به هر وسيله و بهانه اسلام را ملکوک و خدشه دار نمايند از اين جهت اموري که امروز موجب وهن به اسلام و تضعيف عقايد مسلمين مي گردد شرعا حرام و مشلمين بايد از آنها خودداري نمايند علاوه بر اين با تشخيص موضوع و اعلام حکم بر حرمت قمه زدن و نظاير آن از طرف رهبر معظم انقلاب ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي دامت برکاته اطاعت از معظم له بر آحاد مسلمين و تخلف از آن حرام است.

33 - حضرت آيت الله محمدي گيلاني: هر آنچه که مايه وهن شريعت اسلام است طبعا حرام و خصوصا اگر مورد نهي ولي امر مسلمين است بر عموم اطاعت از آن واجب است.

34- حضرت آيت الله موسوي تبريزي:عزاداري روزهاي محرم و صفر و زنده نگه داشتن قيام مقدس حسين بن علي عليه السلام از بهترين عبادات و قربات است و هر عملي که موجب وهن اسلام و قيلم مقدس حضرت اباعبدالله عليه السلام باشد حرام است و اطاعت ار حکم ولي امر مسلمين واجب و لازم است.

35 - فتواي آيت الله موسوي اردبيلي:  چنانچه ضرر معتد به داشته باشد يا موجب وهن مذهب يا مؤمنين شود جايز نيست. /www.ardebili.com

36- فتواي آيت الله صافي گلپايگاني: در موردي كه موجب وهن مذهب شود از آن خودداري گردد.

منبع: مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، سيد محسن محمودي، جلد 3، ص34 قمه زني به علاوه ايشان در جاي ديگري مي فرمايند:اگر ضرر معتد به و تبعات منفي ديگر نداشته باشد جايز است.

http://www.saafi.net/farsi/new/02.HTM

[روشن است که قمه زني در حال حاضر تبعات منفي فراواني از جمله وهن دين را در پي دارد. اين فتوا وجه ديگري نيز دارد: اگر قمه زدن ضرر معتد به و يا تبعات منفي داشته باشد جايز نيست.]

۳۷- فتواي آيه الله العظمي علامه امين عاملى‏قدس سره : قمه‏زنى و اعمالى ديگر از اين قبيل در مراسم عزادارى حسينى به حكم عقل و شرع حرام است و زخمى ساختن سر، كه نه سود دنيوى دارد و نه اجر اخروى، ايذاء نفس است كه خود در شرع حرام است و در مقابل اين عمل، شيعه‏ى اهل بيت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشى قلمداد مى‏كنند و شكى نيست كه اين اعمال ناشى از وساوس شياطين بوده و موجب رضايت‏خدا و پيامبر و اهل بيت اطهار نيست و البته تغيير نام اين اعمال در ماهيت و حكم شرعى آن كه حرمت است، تغييرى نمى‏دهد. منبع: اعيان الشيعه، ج 10، ص 363 .

۳۸- فتواي حضرت آيت الله العظمي سيد محسن حكيم: فرزند ايشان شهيد آيت الله سيد محمدباقرحكيم نقل نموده‌اند كه پدر بزرگوارشان دائماً مي‌فرموند: «ان قضية التطبير هي غصة في حلقومنا»: يعني: «مسئلة قمه‌زني، غصّه و اندوهي در گلوي ماست»  منبع: قمه زني سنت يا بدعت اثر مهدي مسائلي

۳۹- فتواي حضرت آيت الله العظمي علامه سيد محمد حسين فضل الله: " التطبير حرام لكونه من مصاديق الإضرار بالبدن، وهو غير جائز مطلقاً على رأينا، سواء أدى إلى التهلكة أو لم يؤد إليها، وعندئذ فما دام محرماً فلا يمكن جعله من الشعائر الدينية أو الحسينية، ولا سيما إذا كان مسيئاً للمذهب، فسوف تشتد الحرمة وتتاکد. "  يعني:"قمه زني حرام استچون از مصاديق ضرر رسانده به بدن مي باشد. و آن از نظر ما مطلقا حرام است خواه به هلاکت و مرگ فرد منتهي شود خواه نشود . و چون که اين عمل حرام است نمي توان ان را جزء شعائر حسيني يا شعائر ديني قرار داد. خصوصا زماني که باعث زشتي و وهن مذهب (شيعه) گردد باعث مي شود که حرمت ان تشديد و تاکيد شود.

۴۰-  نظر علمي علامه شهيد ايه الله مرتضي مطهري: به نظرم قمه زني در شرايط فعلي هيچ دليل عقلي و نقلي بر آن نداريم و يكي از مصاديق بارز تحريف محسوب مي گردد و حداقل اينكه در زمان فعلي باعث زير سوال رفتن تشيع مي گردد ….از برنامه هايي كه هيچ ارتباطي با اهداف امام حسين(ع) ندارد، تيغ، قمه و قفل زدن است. قمه زدن هم همين طور است اين كار، كار غلطي است. يك عده قمه ها را بگيرند، به سرهاي خودشان بزنند و خون ها را بريزند كه كه چه شود؟ كجاي اين حركت، عزاداري است. (حوزه و روحانيت، ج 2، ص 173.)  استاد در مورد تاريخچه قمه زني مي فرمايد: «قمه زني و بلند كردن طبل و شيپور از ارتدوكس هاي قفقاز به ايران سرايت كرد و چون روحيه مردم براي پذيرفتن آنها آمادگي داشت همچون برق در همه جا دويد.» (جاذبه و دافعه علي(ع)، ص 165.)

۴۱- آيه الله علامه سيد مرتضي عسگري، محقق تاريخ اسلام و حديث‌شناس شهير شيعه،  در عين حال که از گستره خدمات علمي و اجتماعي برخوردار بود، هرگز از لزوم بيداري سياسي غافل نبود.  از جمله ويژگي‌هاي بارز علامه عسگري روحيه خرافه‌زدايي از دين بود که در اين راه کوشش‌هاي گسترده‌اي براي دور کردن عادات وانديشه‌هاي منحرف از دامن اسلام نمود. وي از جمله کساني بود که قمه زني را رفتاري خارج از اسلام عنوان و در راه تبيين اين موضع کوشش کرد.  منبع: قمه زني سنت يا بدعت اثر مهدي مسائلي

۴۲- حضرت آيت الله العظمي سيستاني: بايد از كارهايي كه عزاداري را خدشه‌دار مي‌كند اجتناب شود.

منبع: مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، سيد محسن محمودي، جلد 3، ص34.

۴۳- حضرت آيه الله العظمي خويي: درصورتي که موجب ضرر معتدا به يا هتک و توهين به مذهب باشد جايز نيست.  منبع: طريق النجاه، ج2، ص445.

۴۴- حضرت آيه الله سيد محمود شاهرودي:بسمه تعالي بدون شک برپايي مراسم عزاداري و سوگواري نسبت به ائمه و اهل بيت عصمت و طهارت، عليمه السلام خصوصا در مصيبت جانسوز حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام، امري مهم و بلکه يکي از فرائض و واجبات کفايي است؛ ليکن در کيفيت برگزاري مراسم و شيوه هاي آن بايستي سه شرط را مد نظر قرار داد:

1-آنکه موجب ضرربه شخص برگزار کننده وديگران نشود واين شرط راهر مکلفي مي تواند تشخيص دهد.

2-آنکه موجب وهن دين و مکتب تشيع و يا جامعه اسلامي و يا نظام مقدس جمهوري اسلامي نباشد؛ زيرا که وهن هر يک از آنها از اعظم محرمات و کبائر است و تشخيص اين امر از اختيارات ولي امر مسلمين است، بدان معني که اگر در شرايط خاصي ولي امر مسلمين چنين تشخيص بدهد که شيوه بخصوص بر خلاف مصلحت جامعه اسلامي ويا موجب وهن و ضربه زدن به دين و يا نظام مقدس جمهوري  اسلامي است و بر اساس آن از برگزاري آن منع نمايد، تبعيت از ايشان بر همگان واجب است و در اين رابطه آحاد مکلفين نمي توانند از نظر شخصي خود تبعيت کنند.

3-آنکه متناسب با روح اسلام و ارزش هاي متعالي مکتب اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام باشد وبا احکام و تعاليم حقه انان منافات نداشته باشد. قم، محرم الحرام 1415   منبع: اصل دستخط اين فتوا درکتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي،چاپ گلبن اصفهان،ص180 و 181موجود است.

 ۴۵-حضرت آيه الله العظمي سيد کاظم حائري: [اولا:] ما شاهد آنيم که قمه زني و بعض اعمال شبيه به ان ذاتا موجب تخريب  وجهه اسلام و تشيع گشته اند و دشمنان کافر نيز در زمان حاضر براي آسيب وارد کردن به ما بر اين گونه اعمال تکيه نموده تا دين ما را دين خرافه و وحشي گري معرفي نمايند.

ثانيا: چه ما چنين ديدي را نسبت به قمه زني به دست آورده باشيم يا نه، بايد از اوامر ولي امر مسلمين حضرت ايه الله خامنه اي حفظه الله، در اين مورد اطاعت کنيم؛ زيرا ايشان در اين مورد موضع گيري صريح و روشني نموده و ديگر هيچ گونه عذري را براي مخالفت باقي نمي گذارند و بر تمامي مسلمين واجب است که از دستورات ايشان اطاعت نمايند چه کساني که با ايشان در فتوا هم نظرند ويا از ايشان تقليد مي کنند و چه کساني که در اين فتوا با ايشان هم نظر نبوده  و يا از کس ديگري تقليد مي نمايند. در هر صورت بر همه مسلمين واجب است از ايشان از حيث ولي امر بودنشان اطاعت کنند.    منبع: شعائر الحسينيه بين الوعي والخرافه، ص145.متن عربي اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص162 موجود است.

 ۴۶-حضرت آيه الله احمد جنتي: برماست که عزت شيعه را حفظ کنيم. آنچه بهانه به دست دشمن دهد و مايه وهن پيروان علي عليه السلام گردد، گناه است. اطاعت از مقام ولايت نيز واجب است. قدرت ولي امر مسلمين بايد حفظ شود تا اسلام عزيز بماند. 8/3/1374  منبع: اصل دستخط اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص182 موجود است

 ۴۷- حضرت آيه الله علي اکبر مسعودي: اوامر ولي فقيه لازم الاتباع و احکام صادره واجب الاطاعه مي باشد؛ لذا بر مومنين واجب است از امور مذکوره جدا خودداري کنند. 27 ذي الحجه 1415  منبع: اصل دستخط اين فتوا در کتاب قمه زني سنت يا بدعت، نوشته مهدي مسائلي، چاپ گلبن اصفهان، ص183  موجود است.

۴۸- سخنان شهيد آيه الله سيد محمد باقر حکيم در ردّ بدعت هاي عزاداري و قمه زني:از آنجا که هدف ما بازگشت به اهلبيت، عليهم السلام، است؛ و آن بزرگواران آگاه ترين افراد بر شريعت اسلام و بر آنچه در خانه رسول رخ داده و مي دهد و مسائل مربوط به آن مي باشند، با اين حال چيزي از آنها به دست ما نرسيده که بتواند ربطي به اين امور منفي که هم اکنون در عزاداري ها صورت مي گيرد داشته باشد. بگونه اي که نه در زمان ائمه اطهار، عليهم السلام، و نه در بعد از آن مردم با اين امور منفي آشنائي نداشتند و اين شيوه هاي عزاداري در زمان هاي معاصر ايجاد و رواج يافته اند. و اگر چيزي از اين امور مي توانست در خدمت به اهداف نهضت حسيني مفيد و سودمند واقع شود حتماً اهل بيت، عليهم السلام، اولين کساني بودند که به آن سفارش مي نمودند. و يا حداقل بايد اهل بيت، عليهم السلام، در اين مورد حرفي مي زدند و يا اينکه تشويق و حمايتي از اين امور مي نمودند؛ در حالي که مي بينيم آن بزرگواران حتي در احاديث ضعيفشان نيز هيچ گونه اشاره اي به اين امر نکرده اند. اين در حالي است که اهلبيت مثلاً هنگامي که در موضوع زيارت امام حسين (ع)، از زيارت پياده آن حضرت و مشکلات و سختي هاي راه آن سخن مي گويند به بيان هر اجري که زائر در هر قدمش کسب مي کند پرداخته و ريزترين امور را متذکر مي شوند. پس مي بينيم که چگونه اين بزرگواران از اين مسائل کوچک سخن گفته اند اما هيچ اشاره اي به اين اشکال عزاداري ننموده اند. همچنين مي توان در تأکيد اين موضوع به صورتي واضح به سيره علماي بزرگ در طول تاريخ از زمان ائمه تاکنون اشاره نمود؛ بگونه اي که مي بينيم علماي اعلام با اينکه تنها در پي عمل به واجبات شرعيه نبوده، بلکه به مستحبات و سفارشات رسيده از جانب شرع که وسيله قرب به خداوند متعال مي باشند نيز اهميت خاصي مي دادند و خويش اولين کساني بودند که به آنها عمل مي نمودند، با اين حال در تمام طول تاريخ و حتي تاريخ معاصر شاهد نبوده ايم که يکي از مراجع تقليد و يا يکي از علماي معروف مثلاً اين گونه اعمال منفي را انجام داده باشند. در صورتي که اگر اين اعمال از مقربات الهي بود اين علماء اولين کساني بودند که قيام به آن مي نمودند.

از طرفي نيز روشن است که در شريعت اسلام، تمام مردم مخاطب احکام شرعي مي باشند و وجهي وجود ندارد که بگوئيم احکامي نزد ما وجود دارد که مخاطب آن مثلاً  فقط علماء هستند و يا اينکه احکامي باشند که مخاطب آن فرد جاهل بوده باشد؛ بگونه اي که بعضي از احکام مخصوص علماء و بعضي مخصوص جهلاء باشد يا مثلاً اين حکم مخصوص فرد آبرومند و اين حکم مخصوص فرد فرومايه باشد و... پس بايد گفت که همه احکام شرعي مشترک بين مسلمانان مي باشند؛ چه واجب و چه مستحب. پس اگر عمل مورد نظر ما نيز مستحب باشد براي همه مردم مستحب است چه آنها عالم باشند و چه عامي. با اين حال شاهد نبوده ايم که هيچ يک از علماء در طول تاريخ اقدام به اين عمل کنند که اين بدان معناست که آنها اين اعمال را مستحب و مقرب کننده نزد خداوند نمي دانسته اند و بنده شخصاً هيچ عالمي را تاکنون نمي شناسم که اصرار بر انجام اين صورت هاي عزاداري داشته باشد و شاهد نبوده ام که مثلاً عالمي قمه بزند. پس اگر عالمي وجود دارد که بر انجام شدن اين گونه اعمال اصرار دارد و آن را مستحب مي داند پس اعتقاد دارم که او بايد خود اولين کسي باشد که قمه مي زند و آن را نيز هميشه ادامه دهد تا مردم نيز بر او اقتدا نمايند. و من خويش شاهد اين حقيقت بودم که مرجع کبير آيت الله العظمي سيد محسن حکيم (رض) دائماً مي فرمودند:« همانا قضيه قمه زني، اندوه و غصه اي در گلوي ماست» پس ايشان با اين ديد به قمه زني نگاه مي نمودند، ولي در جواب سوالات نيز مي نوشتند: اگر قمه زني باعث ضرر به بدن يا هتک حرمت به مذهب اهلبيت و شيعيان گردد، حرام است.

 منبع: شعائر الحسينيه بين الوعي والخرافه، ص119-127

۴۸- آيه الله سيد احمد علم‌الهدي: قمه‌زني در ايام محرم و صفر موجب وهن دين مبين اسلام شده و بنا به فرمايشات و فتواي صريح رهبر معظم انقلاب چون قمه‌زني موجب وهن در اسلام شده و يا سبب احتمال معرفي دين اسلام به عنوان دين خشونت در جهان مي‌شود، حرام است.دشمنان اسلام از طرق مختلف سعي مي‌كنند مسايل خرافي را در دين مبين اسلام ترويج دهند. نبايد با انجام اقداماتي مانند قمه‌زني در ماه محرم مسايل انحرافي را در دين اسلام افزايش داد. منبع: خبرگزاري جمهوري اسلامي: ۸/۱۱/۱۳۸۵ و همچنين:

عاشورا تامين کننده حيات ملت ايران و نقطه شور و شعور ما است. در طول تاريخ جريان هاي بيدادگر و ستمگر که شور حسيني مردم را در عاشورا بر خلاف مصالح خود مي ديدند در صد براندازي اين جريان بر آمدند که تاکنون موفق نشدند و هر ساله بر اين شعائر و شور حسيني افزوده مي شود. امروزه استکبار بعد از ناکامي در براندازي شور عاشورايي طي ضرب العجلي که تا سال 2010 اعلام کرده اند در صدد بي محتوا کردن مراسم عاشورا و قطع ارتباط مرجعيت ديني از ديگاه مردم نسبت به عاشورا است و مي خواهد با بدعتهايي که در اين مراسم قرار مي دهد، جريانهاي وهابي را بر عليه شيعه تحريک کرده و با تکفير شيعه جنگ مذهبي دروني به وجود آورد. هر عملي که در توليد شور حسيني نقش داشته باشد عمل مباح است و ثواب دارد ولي امروز قمه زدن صورت ديگري پيدا کرده و دشمنان از آن به عنوان دليل مستند حاکم بودن نظام خشونت در ايران و اينکه اسلام دين خشونت است، استفاده مي کنند.  با استناد به فرموده امام سجاد (ع)، هر عمل مباحي که موجب وهن اسلام بشود حرام است و امروزه قمه زدن سند افرادي مثل پاپ مي باشد تا خشونت را به اسلام و شخص پيامبر نسبت دهند.  امام حسين (ع) عاشق عاقل مي خواهد و حضرت در کربلا يک ديوانه نياورد و عاشقي که نفهميده و نسنجيده امام حسين (ع) را براندازي کند از صد يزيد و عمر سعد ضررش بيشتر است.فتواهاي آورده شده در شب نامه در خصوص قمه زدن مربوط به سالهاي گذشته است و امروز که ولايت مقام معظم رهبري را تمام مراجع پذيرفته اند بايد به فتواي رهبر که قمه زدن را به طور صريح حرام اعلام کرده اند، عمل کنيم. منبع:

http://www.shabestannews.com/newsdetail.asp?newsid=85110708355130&code=58

 ۴۹- آيت‌الله شبستري امام جمعه تبريز:  قمه زني در روز عاشورا بنا به احكام اوليه و ثانويه در اسلام مذموم است و موجب وهن مذهب تشيع مي شود و از اين نظر نبايد توسط مومنان انجام شود.هرگونه ايذا ، قمه زني و جاري كردن خون از بدن بنا به احكام روشن اسلامي حرام و موجب وهن شيعه توسط دشمنان و وهابيون است و از اين نظر نيز فعلي ضد دين و بدعت مي باشد.  هرعبادت يا مستحبي فقط از ناحيه دين مباح و پذيرفتني است و گرنه بدعت و حرام تلقي مي‌شود، قمه‌زني و برخي اعمال غير معمول در عزاداري ها از اين نظر كه از ناحيه دين تكليف نشده است موجب بدعت مي‌شود و در آن صورت اساسا حرام و ضد دين تلقي مي‌شود.  در اين رابطه هرگونه  قمهزني ، خون ريزي و اضرار به بدن حرمت داشته و از اساس مورد خواست دين نيست و لازم است مومنان از انجام آن خودداري كنند. در شرايط كنوني دشمنان اسلام در صدد بهره‌برداري منفي تبليغي از برخي حركت‌هاي انجام يافته در عزاداري‌ها هستند، برخي حركت‌هاي معمول در عزاداري ها ، حتي علي‌رغم خلوص نيت در عاملان آن‌ها ممكن است در ظاهر وحشيت تلقي شده و موجب وهن مذهب جعفري گردد و لذا بايد از انجام آن‌ها خودداري شود.  با تاكيد بر حفظ آرامش و متانت مومنان در دستجات و مجالس سوگواري امام سوم شيعيان خواستار اجتناب آنان از هرگونه اقدامي مي باشم كه ابزار يا موجب سوژه منفي بدست وهابيون عليه شيعيان در اين مقطع حساس گردد .منبع: http://www.irna.com/fa/news/view/menu-149/8511083097174934.htm

  ۵۰-آية الله العظمي محمد تقي بهجت : مساله 1830. حكم قمه زني به عنوان اوّلى عدم ضرر رساندن به خود يا ديگرى است، به حدّى كه حرام باشد؛ پس اگر مضرّ نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتب نباشد فى نفسه اشكال ندارد. منبع: سايت آية الله بهجت - احكام عزادارى http://www.mtb.ir/fa 

۵۱-۶۰-  ترجمه بيانيه علماي شيعه عربستان در پرهيز از قمه زني

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام علي خاتم المرسلين نبينا محمد و آله الطيبين الطاهرين

شيخ صدوق در کتاب عيون اخبار الرضا عليه السلام روايت نموده است از عبدالسلام بن صالح هروي که مي گويد: شنيدم از امام رضا عليه السلام که مي فرمودند:« رحمت خدا بر آن بنده اي که امر ما را زنده کند.» عرض کردم: چگونه امر شما زنده مي شود؟ آن حضرت فرمودند:« به اينکه علوم ما را بياموزد و به ديگران بياموزايد، زيرا اگر مردم محاسن سخنان ما را بدانند بي گمان از ما تبعيت مي کنند.»

خدمت تمامي برادران عزيزمان فرا رسيدن اربعين حضرت سيد الشهداء عليه السلام و باقي مناسبات ديني را تسليت عرض مي نمائيم. و از همه دوستان مي خواهيم تا با حضور خويش در مجالس عزاداري ذکر اهلبيت را زنده نمايند. مجالسي که در حقيقت مدارسي تربيتي براي روشن نمودن مبادي دين، اخلاق و سيره رسول خدا، صلي الله عليه و آله، و ائمه هدات، عليهم السلام، مي باشند و همچنين تمامي برادران را به مشارکت در مراسمات عزاداري دعوت مي نمائيم زيرا که اين مراسمات موجب پي ريزي و منسجم شدن ولايت اهل بيت عليهم السلام، در نفوس فرزندان و جوانان ما مي گردد.

و به همان اندازه همه مؤمنين را به دوري و پرهيز نمودن از انجام اعمالي همچون قمه زني که موجب آبروريزي و زشت شدن چهره تابناک شعائر حسيني مي گردد توصيه مي نمائيم؛ خصوصاً در کشور ما که همه ديدگان مترصند تا بر چگونگي مذهب اهلبيت و اعمال کساني که پيرو آنند اطلاع يابند. پس از اين جهت بر همه ما واجب است صورت روشن و زلالي از روش و سيره اهلبيت را معرفي نمائيم، و شکي نيست که انجام عملي همچون قمه زني نه تنها ما را بر اين هدف ياري نخواهد نمود بلکه ما را از اين امر باز داشته و خود وسيله اي براي متعصبين خواهد بود تا مذهب ما را زشت جلوه نموده و ديگران را از آن دور نمايند. به همين جهت مجدداً دوري گزيدن تمامي مؤمنين را اين گونه اعمال تأکيد مي نمائيم و آنها بر هوشياري و عنايت داشتن به اثرات منفي اين گونه اعمال در پيرامونشان و مخصوصاً در سرزمين ما، وا مي داريم و از خداوند متعال ثبات بر دين و ولاء محمد و آل طاهرينش، صلي الله عليه و آله، را طلب نموده و از او مي خواهيم تا سرزمين ما و تمامي مسلمين از خطرها و فتنه ها حفظ نمايد. والحمد الله رب العالمين. 19 صفر 1417 هجري قمري

امضاء کنندگان بيانيه:

1.                   سيد علي سيد ناصر سلمان- از شهر دمام.

2.                   شيخ محمد علي عمري- از شهر مدينه منوره.

3.                   شيخ حسن موسي صفار- از شهر قطيف.

4.                   شيخ حسن محمد نمر- از شهر دمام.

5.                   شيخ عبدالکريم کاظم حبيل- از شهر تاروت.

6.                   شيخ حسين صالح عايش- از شهر أحساء.

7.                   سيد هاشم شخص- از شهر أحساء.

8.                   شيخ عبدالله أحمد يوسف- از شهر قطيف.

9.                   شيخ فهد إبراهيم أبوالعصاري- از شهر مدينه منوره.

 متن عربي و تصوير اصل اين بيانيه، در اين منبع موجود است: قمه زني، سنت يا بدعت، مهدي مسائلي، نشر گلبن، چاپ اول، 1385، اصفهان. ص141-145

  دستخط مراجع و علماي مذکور را در اين آدرسها ببينيد:

خبرگزاري حوزه هاي علميه رسانيوز: http://www.rasanews.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=26053  و همچنين سايت جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم  :: http://www.jameehmodarresin.org/index.php?option=com_content&task=view&id=325&Itemid=39  و همچنين سايت کتاب ارزشمند دست پنهان در نقد و تحليل قمه زني:www.dastepenhan.com   azadary.blogfa.com    ,   abarkooh.parsiblog.com و www.ghamezani.parsiblog.com  و www.ghamezani.blogspot.com و همجنين در اين کتاب ارزشمند متن و دستخط فتاواي بيش از پنجاه مجتهد را از صد سال پيش تاکنون درباره حرمت قمه زني ببينيد: نام کتاب:"قمه زني سنت يا بدعت" اثر طلبه ارجمند و فاضل آقاي مهدي مسائلي نشر گلبن - آدرس انتشارات: اصفهان- چهار باغ عباسي- ابتداي خيابان شيخ بهايي- مجتمع تجاري جم-طبقه سوم- شماره ۳۰۳- تلفن: ۰۳۱۱۲۲۲۹۹۰۰  / منبع:http://www.abarcooh.blogfa.com/cat-4.aspx

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 4:50  توسط عزادار حسینی  | 

ترجمه کتاب التنزیه از جلال آل احمد با نام عزاداري‏هاي نامشروع

ترجمه رساله التنزیه، توسط زنده‏ياد جلال آل احمد به عمل آمده و در واقع اين ترجمه، نخستين اثر قلمي چاپ شده از آل احمد است که پس از مراجعت وي از نجف اشرف به آن پرداخت و در آذرماه 1322 تحت عنوان عزاداري‏هاي نامشروع، از سوي انجمن اصلاح منتشر گرديد. خود آل احمد در مثلاً شرح احوالات در اين باره مي‏نويسد: جزوه‏اي ترجمه کرده بودم از عربي به اسم عزاداري‏هاي نامشروع، که سال 22 چاپ شد و يکي دو قران فروختيم و دو روزه تمام شد....

پيش از انقلاب، گويا دوستان آل احمد امکان تجديد چاپ و نشر آن را نيافتند و در ضمن مجموعه آثار آن زنده ياد، آن را منتشر نساختند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم ترجمه اين رساله، فقط يک بار از روي نسخه خطي - رونوشت - موجود در نزد استاد شمس آل احمد، برادر گرانقدر جلال آل احمد، توسط آقاي «سيد قاسم ياحسيني» در بندر بوشهر چاپ شد که به طور طبيعي از توزيع محدودي برخوردار بود. و به هر حال ما با استفاده از فرصتي که هم‏اکنون و پس از پخش بيانات تاريخي حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اي دام ظله الوارف - در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران - به دست آمده است، به نشر آن اقدام مي‏کنيم تا هم روشن شود که فقها و علماي بزرگوار پيشين هم، قمه‏زني و اعمال مشابه آن را بدعت و امري خلاف و غير مشروع مي‏دانسته‏اند و هم نسل جوان ما آگاه گردد که بيان حقيقت هميشه يک واجب الهي، بر عهده علما و فقها اسلامي بوده است.... در مورد ترجمه رساله به فارسي بايد توجه داشت که اين نخستين اثر قلمي مرحوم آل احمد است و گوياي چگونگي نثر نيم قرن پيش - 1322 - تواند بود و بي‏شک اگر جلال آن را بعدها ترجمه مي‏کرد، از نثر بهتر و جالب‏تري برخوردار مي‏شد. اميد است که خداوند اين خدمت را از علّامه امين و زنده ياد آل احمد بپذيرد.

قبل از ورود به ترجمه مجددا این نکته را متذکر می شویم که این ترجمه بدان علت که اولین کار جلال آل احمد بوده دارای کاستی ها و اغلاطی است و به همین جهت ما قصد داریم ترجمه صحیح تری از اثر گرانقدر را ارائه نمائیم که انشاء الله در آینده ای نزدیک به دوستان تقدیم خواهد شد. متن ترجمه را در ادامه همین مطلب ببینید.....: 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 4:43  توسط عزادار حسینی  | 

متن کامل کتاب التنزیه از علامه سیدمحسن امین عاملی صاحب اعیان الشیعه

 مرحوم سيد محسن امين در كتاب خويش به نام «التنزيه لاعمال الشيبه» با استدلال و برهان ثابت مي‌كند قمه‌زني و برخي ديگر از خرافات رايج در عزاداري امام حسين(ع) نه تنها ثوابي ندارد بلكه از نظر شرع مقدّس حرام و از كار‌هاي شيطان است.  در پي انتشار اين اثر، كه با هدف پاكسازي گردهمايي‌هاي‌ مذهبي از بدعت‌ها و گمراهي‌ها انجام شد، مردم ناآگاه چنان در برابرش موضع گرفتند، كه برخي از دوستانش خطر «انقلاب عوام»  را به وي گوشزد كردند. ايشان در اين‌باره مي‌گويد: "در برابر اين رساله برخي از مردم برخاسته، هياهو برپا ساختند و ناآگاهان را به هيجان آوردند... آنها در ميان بخش گسترده ناآگاه جامعه چنين پخش كردند كه فلاني (سيد محسن امين) برپا داشتن عزاي امام حسين((ع را حرام كرده و علاوه بر اين مرا به خروج از دين متهم ساختند."

تبليغات فراگير دربارة دانشمند مصلح دمشق چنان مؤثر افتاد  كه حتي گروهي از گويندگان مذهبي در مسجدها به بيان گمراهي‌هايش پرداختند و برخي از مردم با گرو نهادن خانة خود و به دست آوردن اندكي پول، در جهاد نامقدّس ضد سيد محسن شركت جستند. ولي از آنجا كه حق با سيد بود، بالاخره پيروز و سربلند شد. تا آنجا كه پس از اندك زماني، آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني(كه در آن زمان مقام رياست تامه و مرجعيت عامه را داشتند)  به طرفداري از امين عاملي وكتاب بيداري بخش او فتوا صادر كرد و با صراحت گفت:"إنَّ استعمالَ السّيوف و السلاسل و الطُبُول و الأبواق و ما يَجري اليومَ أمثالُهُ في مَواكِبِ العَزاء بيوم عاشورا إنَّما هو مُحرم و هو غير شرعي؛ یعنی:به كاربردن شمشيرها(= قمه‌زني) و زنجيرها و طبل‌ها و بوق‌ها و كارهايى مانند اين امور كه امروزه در دسته‌هاى عزادارى و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غيرشرعى است."(قمه زنی سنت یا بدعت، ص86)

"رسالة التنزيه" في تنقية الشعائر الحسينية/ العلاّمة السيد محسن الأمين العاملي(قده)

هذه الرسالة موقف من مواقف الإصلاح الكبرى التي وقفها المجتهد.... "بقیه را درادامه مطلب ببینید..."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 4:42  توسط عزادار حسینی  | 

ادله مختلف مراجع معظم تقليدوعلما مبني برحرمت بدعتهايي نظير قمه زني درعزاداري

چکيده بحث: بر خلاف تبليغاتي که اين روزها مي شود٬ ملاک ها و ادله علمايي که قمه زدن و ساير بدعت هاي عزاداري را حرام مي دانند، فقط اضرار به نفس و اسيب رساندن به بدن نيست؛ بلکه چندين دليل ديگر هم  هست، از جمله اينکه : اين عمل بدعت است، در قول ائمه(عليهم السلام) و فعل انها هيچ تاييدي بر آن يافت نمي شود، موجب وهن شيعه شده است، موجب اشمئزاز عقلا مي شود،  از نظر عرف عقلا عزاداري محسوب نمي شود٬ باعث تشديد اختلاف بين مسلمين و تضعيف اقليت شيعه در جهان مي شود، خرافي است و از مسيحيان قفقاز و ايتاليا امده است؛ مال شيعه نيست و در زمان صفويه يا قاجاريه توسط افراطيون باب شده است، سفارت خانه هاي انگليس و ساير بيگانگان در عراق و هند اسلامي و ايران به هيئت هاي قمه زن کمک مي کردند تا حتي در سفارت انگليس قمه بزنند و بهانه به دست دشمن بدهند، و بالاخره فتاواي برخي قدما بر حليت قطع نظر از عنوان هاي ديگر بوده است که با دخالت اين عناوين قطعا فتواي انان هم حرمت اين قبيل اعمال مي شود. خصوصا که اکنون با حکم ولي فقيه عادل شيعه (هم امام و هم آيه الله خامنه اي) بر تمام مراجع و مقلدين انها تبعيت از حکم ايشان واجب است.

1. اساسا اعمالي چون قمه زني و زنجيرهاي تيغ دار و ... بدعت است (هر كارى كه اساسى در دين نداشته باشد ولى به عنوان دين وانمود شود بدعت است) و دليل عقلي و نقلي ندارد و از ائمه روايتي که توصيه به ان باشد نرسيده است و از منابع فقهيه چه لبيه و چه لفظيه بالخصوص يا به اطلاق دليلي بر جواز قمه زني نداريم چه رسد به رحجحان ان. در صورتي که درباره گربه کردن تاييدات و تاکيدات لفظي فراواني داريم. پس مشروعيت اين عمل به اثبات نرسيده است. در عمل هيچکدام از ائمه نه گانه بعد از سيدالشهدا(ع) هم تاييدي ندارد، نهايتا تاريخش به صفويه يا قاجاريه مي رسد. در صورتي که در مورد گريه تاييدات عملي از آنها از صدر اسلام داريم. هر عبادت يا مستحبي فقط از ناحيه دين مباح و پذيرفتني است و گرنه بدعت و حرام تلقي مي‌شود. (آيات عظام مشکيني، جوادي املي، صالحي مازندراني، کريمي، شبستري، يزدي، علامه عسکري، سيد محسن امين عاملي، مطهري)

2. اين عمل خرافي است و در بين مسيحيان و ارتدوکس هاي قفقاز معمول بوده است. مال شيعه نيست.  و هميشه بنا به نقل تاريخي در هند و ايران و عراق سفارت خانه هاي بيگانه مانند سفارت انگليس به هئيت هاي قمه زني کمک هاي مالي فراواني مي کرده اند. (ايه الله مطهري، اراکي، اميني، مشکيني)

3. اگر فقاي عضام گاهي در فتاوا به شرط عدم ضرر به نفس تجويز نموده اند، قطع نظر از عنوان هاي ديگر مثل عنوان وهن به مذهب بوده است. اگر عناويني چون وهن  تشيع و به هم زدن وحدت مسلمين و  حرمت ذاتي و اشمئزاز برخي از اين بدعت ها و خرافي بودن و حمايت بيگانگان را هم اضافه کنيم، فتوا متفاوت خواهد شد. کما اينکه حضرات اراکي و تبريزي که بنا بر برخي نقل هاي ضعيف قبلا حکم به تاييد داشتند امروزه در اخرين فتاوايشان حکم به حرمت اين اعمال را داده اند. و بسياري از علماي بزرگوار هم پس از حکم ولي فقيه شيعيان حکم به حرمت را علنا بيان کردند. هر عملي که در توليد شور حسيني نقش داشته باشد عمل مباح است و ثواب دارد ولي امروز قمه زدن صورت ديگري پيدا کرده و دشمنان از آن به عنوان دليل مستند حاکم بودن نظام خشونت در ايران و اينکه اسلام دين خشونت است، استفاده مي کنند. (آيات عظام احمدي ميانجي، علم الهدي)

4. دشمنان زيادتر از قبل و توسط اينترنت و شبکه هاي بسيار متعدد خود اين را دستاويزي عليه تشيع قرار مي دهند. اين عمل مسلما باعث وهن و تمسخر شيعه مي شود. با استناد به فرموده امام سجاد (ع)، هر عمل مباحي هم  که موجب وهن اسلام بشود حرام است و امروزه قمه زدن سند افرادي مثل پاپ مي باشد تا خشونت را به اسلام و شخص پيامبر نسبت دهند. ما تأثير زمان و مكان را در احكام قبول نداريم، ولى در موضوعات احکام قبول داريم كه زمان و مكان باعث تغيير موضوع مى‏شود. موضوع‏شناسى، كارشناسى و تخصص مى‏خواهد و هر كسى قابليت تشخيص موضوع را ندارد. كسى مى‏تواند موضوع شناسي كند كه از آمار و ارقام آگاهى داشته باشد و ترفندهاى دشمن و سياست‏هاى نامرئى و مرموز دشمن را تشخيص دهد كه آيا اين حرفهايى كه الآن مى‏زنند و شيعه را متهم به خرافى گرى مى‏كنند، خود اين يك فن يا سياست است براى اين كه جلو عزادارى را بگيرند يا نه؟ اين نياز به كارشناسى دقيقى دارد.  (آيات عظام امام خميني، خامنه اي، مکارم شيرازي، تبريزي، اميني، نوري همداني، فاضل لنکراني، شبستري، بهجت، محفوظي، علم الهدي، سيد محسن امين عاملي، محمدحسين فضل الله، مطهري)

5. اين اعمال اضرار به نفس و آسيب به بدن است و و در موارد متعددي مرگ و خون ريزي هاي شديد بر اثر قمه زني و زنجيرهاي تيغ دار و ... داشته ايم و بيماري هايي که از طريق خون منتقل مي شوند، پس از قمه زني هاي علني و جمعي امکان انتقال سريع مي يابند. اين مخالف سيره مسلمانان است. (آيات عظام مکارم، مشکيني، خامنه اي، موسوي اردبيلي،  جوادي املي، سيد محسن عاملي، محمدحسين فضل الله)

6. اين عمل موجب اشمئزاز عقلا و اکثر مردم است که با رويه اسلامي سازگار نيست. لازم است در رابطه با مسايل سوگوارى و عزادارى سالار شهيدان حضرت ابى عبدالله الحسين (عليه السلام)به گونه اى عمل شود كه موجب گرايش بيشتر و علاقمندى شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وى گردد. اينکه كسى با كارد تيز يا شمشير يا قمه بزرگ به جان خودش بيافتد و به سر خودش بكوبد، حالت حزن و عزاداري نيست، بلکه يك حالت وحشت و ترس است؛ خصوصاً براى بچه‏ها و افراذي كه تحمل ديدن اين صحنه را ندارند و خارجي ها. صحنه، صحنه‏اى نيست كه ايجاد حزن كند، بلكه احساس خشونت و توحش در بعضى‏ها به وجود مى‏آيد. (آيات عظام نوري همداني،  فاضل لنکراني، بهجت)

7. شيوه علماي سلف و کنوني شيعه، تبعيت از حکم ولي فقيه زمانه بوده است. زماني که ولي فقيه حکمي داد بر همه علما و مقلدين تبعيت از آن واجب است. خصوصا که حکمي بازتاب شديد بيروني و جهاني داشته باشد. به علاوه که امور مذکور در بين عرف مردم به عنوان عزاداري مرسوم نيست.(آيات عظام  اراکي، مظاهري، مشکيني، يزدي، خرازي، مهدي حسيني روحاني، اميني، راستي، احمدي ميانجي، محمدي گيلاني، استادي، شبستري، علم الهدي، سبحاني، محفوظي) به فرموده شيخ انصاري: اگر فقها احكام يكديگر را نقض كنند آن دسته از مصالح نظام اجتماعي كه به دست حاكمان سر و سامان مي گيرد مختل مي شود... در هر حال از مجموع آنچه گذشت روشن مي شود كه اگر فقيهي حكم قولي و فعلي الزام آوري را در اموري كه مربوط به حاكم است، بيان كند جايز نيست ديگر فقها براي حكم او مزاحمت ايجاد كنند. به عنوان مثال اگر مال يتيم را از كسي بگيرد يا كسي را براي گرفتن آن مامور كند ياكسي را ناظر بر آن قرار دهد كسي حق ندارد حكم او را نقض كند; زيرا نظر او مانند نظر امام است و از اين رو قابل نقض نيست. خصوصا که فقيهي به عنوان ولي فقيه از طرف 83 خبره کشف شده باشد و قلوب مردم متمايل به او باشد.

8. امور مذکور در بين عرف مردم به عنوان عزاداري مرسوم نيست و حکم به استحباب و مشروعيت آنها بدون وجه است. بلكه به علّت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچگونه توجيه قابل فهم، نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. عنوان جزع هم بر اين عمل صدق نمي کند. (آيات عظام خامنه اي، اميني، سيد محسن امين عاملي، تبريزي)

9- برخي از اين امور خرافي و بدعت اميز  ذاتا محرم است. ( آيات عظام مشکيني، يزدي)

10. عزاداري آن حضرت عمل سياسي است پس بايد ازمخلوط شدن کارهايي که جنبه سياسي آن را مخدوش و يا عنوان خرافيت و وهن اسلام مي بخشد اجتناب نمود. حتي اگر شخص قمه زن قصد  صدمه خوردن اسلام را نداشته باشد، باز بدعت و حرام است.(آيات عظام مشکيني، احمدي ميانجي، نوري همداني، فاضل لنکراني، شبستري، علم الهدي)

11. اين عمل امروزه باعث تشديد انشقاق بين مسلمانان (سني- شيعه/ شيعه - شيعه) شده است، در حالي که تلاش براي وحدت اسلام و اعتلاي تشيع واجب است. (آيات عظام راستي، نوري همداني)

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 4:33  توسط عزادار حسینی  |